تبلیغات
جغرافیا و برنامه ریزی شهری - اقتصاد سیاسی و شهرنشینی
 
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
درباره وبلاگ


اینجانب منیر یاری دانشجو دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری می باشم. این وبلاگ جهت گسترش علم شیرین جغرافیا و شاخه های آن بخصوص جغرافیا و برنامه ریزی شهری و جغرافیا و برنامه ریزی توریسم ایجاد شده، طرح موضوعات مرتبط با برنامه ریزی شهری و توریسم، جغرافیا شهری و گردشگری استان لرستان، ارائه مقالات علمی ـ پژوهشی، و... از اهداف و اولویتهای مباحثم است. منتظر همفکری و ارسال نظرات و انتقادات سازنده ی شما در پربار شدن مطالب هستم
با سپاس
monir.yary@yahoo.com
monir.yary@gmail.com

مدیر وبلاگ : منیر یاری
نویسندگان
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

شهرنشینی پدیده­ ی سده­ های جدید است. هر چند شهر و شهرنشینی از کمابیش هفت هزار سال پیش از میلاد وجود داشته است، ولی معنای تازه و گسترش فزاینده ی آن مربوط به سده های اخیر است. شمار شهرها با جمعیت بیش از یکصد هزار تن تا سده ی پنجم پس از میلاد، 67 شهر بوده است، این شمار در چهار سده ی پیش از آن (تا سده ی دهم میلادی) به 61 و تا سده ی 15 میلادی به 75 رسیده است، یعنی در طول 10 سده تنها 8 شهر به شهرهای با بیش از یکصد هزار تن جمعیت در جهان افزوده شده است. در حالی که در 400 سال اخیر، از سده ی شانزدهم تا سده ی بیستم، شمار این گونه شهرها از 75 به 144 افزایش یافته است که گویای انقلابی در زمینه ی گسترش شهر و شهرنشینی است. تا سال 1900، از هر هشت تن تنها یکی در مناطق شهری زندگی می کرده، ولی در پایان سده ی بیستم نیمی از جمعیت جهان شهرنشین بوده اند و دو سوم از این جمعیت سه میلیاردی در کشورهای جهان سوم زندگی می کرده اند (شیخی،87:1378). مفهوم مازاد و رابطه آن با شهرنشینی در ادبیات مربوط به شناخت خاستگاه های شهرنشینی به طور وسیع مورد بررسی قرار گرفته است. همه محققان در لزوم وجود محصول مازاد کشاورزی برای ظهور شهر در تارخ اتفاق نظر دارند. اما چگونگی شیوه ی تصاحب این مازاد در اقتصاد شهر سرمنشا بروز طبقات و تفاوتهای طبقاتی در نقاط شهری بوده است(شیخی،33:1380). در نگرش اقتصاد سیاسی، تاکید بر ایدئولوژیها، ارزشها و سنتهای یک جامعه و اساس اقتصادی آن در مسائل شهری از اولویت خاصی برخوردار است. در این دیدگاه، مرزهای رشته ی جغرافیا کمتر مورد نظر است. هدف اصلی در دیدگاه اقتصاد سیاسی در جغرافیای شهری این است که مسائل جامعه شهری را به صورت گسترده و با تاکید در شیوه تولید مسلط بر آن تحلیل کند. با چنین تحلیلی، جغرافیای شهری در ردیف مطالعات چند رشته ای قرار می گیرد؛ از این رو در ایالات متحده، تحلیل اقتصادی سیاسی از مسائل شهری، پایه و اساس جغرافیای رادیکال قرار می گیرد و در بیشتر موارد از مکتب ساخت گرایی تاثیر می پذیرد. در این مکتب، نیروهای به وجود آورنده مسائل شهری برای حل مسائل جامعه، تعدیل یا حذف می شود؛ بدین سان با تحلیل اقتصاد سیاسی از مسائل شهری، تنها بر سه عامل مهم تاکید می شود: الف) اقتصاد بازار؛ ب) رفاه اجتماعی؛ ج) شیوه ی تولید(شکویی،21:1385). به نظر مارکس آخرین عامل تاثیرگذار بر  اقتصاد سیاسی شهرهای نظام سرمایه داری، عامل دولت است. در نظر او طبقه بورژوا (سرمایه دار و صاحب ابزار تولید) به مثابه ی یک طبقه بر دولت نفوذ می کند و دولت را ناچار می نماید که زمینه انباشت سود و سرمایه آنها را هر چه بیشتر فراهم کند و دولتها نیز بدلیل نیاز به افزایش پایگاه مالیاتی خود این تسهیلات را برای آنها فراهم میکنند. بنابراین ظهور دولت ملی در نظام سرمایه داری به تشکیل گروههای اجتماعی حکومتگر در رأس آن منجر می شود که اقدام به گرفتن نوعی مالیات انگل وار می کنند. به طور کلی اغلب اوقات محققان تحت تاثیر تفکر مارکسیسم بر این عقیده هستند که هر جامعه ای که به دنبال برقراری عدالت اقتصادی در بین طبقات مختلف اجتماعی به معنای واقعی کلمه قادر به حرکت به سمت شهرنشینی در سطح وسیع نیست. گروه بندی های متقارن و یکسان اجازه ی تمرکز تولیدات اقتصادی را که شرط لازم برای شهرنشینی است، نمی دهد. زیرا اصولاً مفهوم شهر با اقتصاد مبتنی بر تعاون و همکاری و ظهور جامعه بی طبقه سازگار نیست. در زمان حاضر نیز از دیدگاه نئومارکسیست ها، شهرهای مدرن از جمله ابزار تسلط سرمایه داری امپریالیسم جهانی به حساب می آیند که این نوع نگرش را در آثار میلز، مارکوزه و فورم می­بینیم (رضایی و لشگری،4:1391). مارکسیستها زیرساخت اقتصادی و تشکیل مازاد را لازم ترین و تعیین کننده ترین شرط پیدایش شهرنشینی در تاریخ به حساب می آورند. تکامل و رشد شهر نشینی در این دیدگاه محصول تقسیم فزاینده ی کار از یک سو میان شهر و روستا و از سوی دیگر در درون شهر در نظر گرفته می شود. به طور کلی از نظر ماتریالیسم تاریخی شهر به عنوان سازمان یابی فضای تقسیم کار در یک شیوه ی تولید معین در نظر گرفته می شود. پس هنگامی که مارکس و انگلس از شهر صحبت می نمایند، به تقسیم کار و اشکال مختلف مالکیت توجه دارند (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،268:1391). دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا، به علل پیدایش سکونتگاههای مختلف می پردازد و می کوشد با ریشه ی مساله درگیر شود. بنابراین سرمایه داری و تحولات آن، خاصه پس از جنگ جهانی دوم به متغیر مستقل و اصلی این دیدگاه تبدیل می شود. سرمایه داری به عنوان نظامی فوق العاده پویا که منطق آن انباشت برای انباشت مجدد است، از همان آغاز سودای جهانشمولی داشته است. تلاش برای جهانی شدن از 1815 میلادی تا امروز بی وقفه ادامه داشته و دومین دوره (1970-1945) جهت کوشش در جهت جهانی شدن است. در این دوره، ادغام کامل اقتصاد و جامعه ی جهان سوم در نظام جهانی در برنامه قرار می گیرد و در آغاز دهه 1990 میلادی روند جهانی شدن شدت گرفته و بلا معارض گشته است (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،312:1391). در ایالات متحده ی امریکا، بعد از جنگ جهانی دوم، صنایع اتومبیل سازی، منبع و منشا اصلی تقاضا در سیستم فوردیسم بود؛ بدین سان که صنعت اتومبیل سازی امریکا در سالهای جنگ  به سرعت رشد یافت و به تولید انبوه رسید. پیش بینی کاهش قیمت، بعد از جنگ، کنگره ی امریکا را واداشت تا در سال 1944 قانون بزرگراهها را تدوین کند که در آن 25 درصد کل هزینه به راههای حوزه های شهری اختصاص یافته بود(شکویی،21:1385). هدف از این همه سرمایه گذاری در امر بزرگراهها این بود که مردم امریکا به جای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی از اتومبیل های شخصی استفاده کنند، از این رو بین سالهای 1965- 1955، بیش از 500 هزار کیلومتر بزرگراه احداث شد که بسرعت، خرید اتومبیل و استفاده از آن را افزایش داد؛ با این سیاست اقتصادی، تعداد ساکنان حوزه های روستایی و مردم حومه نشین از ساکنان شهرهای مرکزی امریکا بیشتر شد(شکویی،23:1385). سوسیالیسم نظام اقتصادی اجتماعی کالبدی بلوک شرق را تغییر داد. در نظام سوسیالیستی، اقتصاد جمعی است که به قدرت دولت مرکزی نیاز دارد و و ظیفه ی آن تعیین اهداف اقتصادی مشخص، رفع نابرابری ها و از بین بردن مالکیت خصوصی است. در شوروی سابق، به عنوان نمادی از سوسیالیسم، شکل، مکان، بافت و کارایی اقتصادی شهرهای کوچک و بزرگ عیناً از سیاست ها و تجاربی تاثیر می پذیرفت که از نظر تاریخی از مسکو آغاز شده، به صورت سلسله مراتبی به واحدهای روستایی می رسید و نیروی محرکه ی این راهبردها  را فرهنگ و برنامه ریزی سوسیالیسم تشکیل می داد(زیاری،98:1382).

 

از اواخر قرن نوزدهم، به علت افزایش تقاضای مرکز به مواد اولیه، بهره برداری از منابع کشورهای تحت سلطه افزایش می یابد و به سبب پایین بودن سطح فناوری، برای انتقال مواد اولیه به قطبهای مرکزی، نیروی انسانی زیادی لازم است. بدین ترتیب شهرنشینی افزایش می یابد و باعث تنوع فعالیتهای شهری می شود. بر اثر ایجاد سرمایه ی مازاد در این کشورها، امکان سرمایه گذاری خارجی در بخش کالاهای صادراتی زیاد می شود. بعد از جنگ دوم جهانی با توسعه ی سریع فناوری در مرکز، بهره برداری مستقیم و غیر مستقیم از مواد اولیه شدت می گیرد و سرمایه گذاریهای خارجی، به سرمایه گذاری در بخشهای صنعتی متمایل می شود. این صنایع با ضریب سرمایه ای بالا، بندرت باعث ایجاد یک نظام صنعتی می شوند و بیشتر در جهت سود رسانی به مراکز فعالیت می کنند (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،238:1391-239). بنابراین، استقرار صنایع و تجهیزات پیشرفته در کشورهای وابسته، با احتیاجات آنها هماهنگی ندارد و این امر باعث تحولاتی در روند شهرنشینی در این نوع جوامع می شود. تمرکز فعالیتهای صنعتی در شهرها، عدم توسعه ی کشاورزی مبتنی بر نیازها و نقش موسسات بانکی در تبدیل پس اندازها به سرمایه و به جریان انداختن این سرمایه ها در شهر، باعث تشدید اختلاف درآمد روستا و شهر می شود. رکود اقتصادی روستا و افزایش سریع جمعیت عوامل اصلی مهاجرت روستاییان به شهر است و باعث افزایش سریع میزان رشد شهرنشینی در مدت زمان کوتاه می شود(عابدین درکوش،33:1364-34). در این صورت توسعه ی شهرها حالت بحرانی پیدا می کند و احتکار زمین که در اقتصاد بازار به صورت سودآورترین بخش اقتصادی جامعه در می آید. زمینهای کشاورزی اطراف شهرها و روستاهای آن در مالکیت شرکتهای ساختمانی و بخش خصوصی قرار می گیرد و بتدریج زیر پوشش ساختمانهای شهری می رود. گفتنی است که احتکار زمین و از میان رفتن زمینهای کشاورزی اطراف شهرها  تا حد بسیاری به کنترل و تصمیم گیریهای سازمانهای دولتی بستگی دارد. با تسلط این شرایط بر جامعه ی شهری، قیمت زمین و مسکن در شهرها بسرعت افزایش می یابد؛ در نتیجه جدایی گزینی اجتماعی به صورت چشمگیر ایجاد می شود و شهرها به صورت دوقطبی در می آیند(شکویی،422:1385). در طی زمان با احتکار زمین در شهرها، افزایش جمعیت شهری و بالا رفتن قیمت زمین و مسکن در شهرهای بزرگ و  میانی و گاهی کوچک، زمین و مسکن از دسترس طبقات کم درآمد شهری خارج می گردد و طبقه ی متوسط شهری نیز با زحمت می تواند مسکن مورد نیاز خود را تامین کند. در این شرایط، طبقه ی کم درآمد و مهاجران روستایی، برای تهیه ی زمین و ساختن آلونک، به راه های غیرقانونی و تصرف عدوانی متوسل می شوند و کمربند فقر در بخشی از شهر ظاهر می گردد که نمونه های روشن آن را در همه ی شهرهای جهان سوم بویژه در شهرهای مکزیکو سیتی، سائوپالو، بوگاتا، کاراکاس و لیما در امریکای لاتین می توان مشاهده کرد(شکویی،443:1385)

با آنکه طرفداران رهیافت اقتصاد سیاسی، محققان متنوعی از حوزه های اقتصادی، جغرافیایی، علوم انسانی، جامعه شناسی اند و بر جنبه های گوناگون فعالیت اقتصادی تاکید دارند؛ همه آنان در مطالعه شهر و زندگی شهری اصولی را پذیرفته اند که عبارتند از:

1-    پیدایش شهر و رشد آن ناشی از فرایند های طبیعی نیست، بلکه ناشی از تصمیماتی است که افراد و سازمانهای و گروهها و حتی افراد قدرتمند و ثروتمند اخذ می کنند. بدین ترتیب، طرفداران این دیدگاه، مدل زیست محیطی را رد می کنند و معتقدند که شهر محصول نیروها و روندهای کلان اقتصادی سیاسی است.

2-    تضاد در مورد توزیع منابع و امکانات، تاثیر زیادی بر شکل و ساختار شهر دارد. در دیدگاه اقتصاد سیاسی، زندگی شهری مملو از تضاد و کشمکش دائمی بین فقرا و اغنیا، بین صاحبان قدرت و افراد فاقد قدرت و بین مدیران و کارگران است.

3-    حکومت نقشی مهم در زندگی شهری ایفا می کند. مقامات محلی به واسطه میانجی گری در تضاد بین گروههای مختلف، نقشی مهم بر عهده دارند. دولت می تواند در زمینه استقرار کسبه، مسکن و اماکن بسیار تاثیر گذار باشد، در نتیجه سیاستهای آن تاثیر زیادی بر شهر دارد. در واقع جامعه سرمایه داری، بین دولت و فرایندهای اقتصادی رابطه نزدیکی وجود دارد. برخلاف این تصور که اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر بازار آزاد است، این دولت است که تعیین کننده جریان سرمایه مانند انتقال سرمایه از یک شهر به شهر دیگر در جهان است.

4-    الگوی رشد شهری به شدت ناشی از بروز تغییرات، در ساختارهای اقتصادی است. جهانی شدن اقتصاد، چهره بسیاری از شهرها را عوض کرده است، به طوریکه در اغلب شهرها به جای صنعت، بخش خدمات حاکم است.

5-    هر شهر در داخل ساختار سیاسی بزرگ (دولت ملت) قرار دارد. همچنین، فرایندهای سیاسی بین المللی(تحریم های اقتصادی، تفاهم نامه ها، توافقات تجاری، دوستیها و دشمنیهای سیاسی خارجی) می توانند زندگی شهر را در سطح محلی تحت تاثیر قرار دهند. پس هر شهری در سلسله مراتب جهانی، موقعیت خاصی دارد و زندگی شهری هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه، تحت تاثیر موقعیت خاص آن شهر و مشارکت آن در نظام جهانی است.

6-     اقتصادهای محلی مستقل از هم نیستند، بلکه به هم مربوطند و بدین ترتیب شبکه اقتصاد ملی و بین المللی را تشکیل می دهند. محققان اجتماعی به اینکه فرایند طبیعی، شکل فیزیکی شهر و زندگی اجتماعی مردم را تعیین می کنند، دیگر معتقد نیستند، بلکه به نظر آنان نهاد های سیاسی و اقتصادی(دولتها، حکومت، شرکتهای بین المللی، بانکها و نظایر آن) تعیین کننده های بزرگ شهری هستند(خلیل آبادی،118:1390-117).

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 04:59 ق.ظ
When I originally commented I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and from
now on whenever a comment is added I recieve 4 emails with the
exact same comment. Is there a means you are able to remove me from that service?
Thanks a lot!
سه شنبه 9 آبان 1396 05:18 ق.ظ
ممنون از مطلب خوبتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :