تبلیغات
جغرافیا و برنامه ریزی شهری - مطالب اردیبهشت 1394
 
جغرافیا و برنامه ریزی شهری
درباره وبلاگ


اینجانب منیر یاری دانشجو دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری می باشم. این وبلاگ جهت گسترش علم شیرین جغرافیا و شاخه های آن بخصوص جغرافیا و برنامه ریزی شهری و جغرافیا و برنامه ریزی توریسم ایجاد شده، طرح موضوعات مرتبط با برنامه ریزی شهری و توریسم، جغرافیا شهری و گردشگری استان لرستان، ارائه مقالات علمی ـ پژوهشی، و... از اهداف و اولویتهای مباحثم است. منتظر همفکری و ارسال نظرات و انتقادات سازنده ی شما در پربار شدن مطالب هستم
با سپاس
monir.yary@yahoo.com
monir.yary@gmail.com

مدیر وبلاگ : منیر یاری
نویسندگان
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

غالب برنامه ریزان شهری، بویژه در مکتب ساختارگرایی معتقدند که پدیده های گوناگون فضای زندگی را نمی توان جداگانه و بطور مستقل از  یکدیگر مطالعه کرد، لذا پیوستگی اساسی تئوریهای سکونتگاهی شهری و ناحیه ای را می توان در "تئوری سیستم ها" مشخص ساخت(رستم پور و حیدری،257:1391). اصطلاح سیستم شهری برای اولین بار توسط برایان بری در سال 1964 به کار گرفته شد. منظور وی از نظام شهری، گروهی از شهرهای وابسته و مرتبط به هم، یعنی همان مفهوم معادل شبکه شهری می باشد(عظیمی،10:1382). از این منظر شبکه ای از شهرهای بزرگ، کوچک و حوزه نفوذ آنها که از لحاظ جریان نیروی کار، تبادل کالاها، خدمات و سرمایه در ارتباط با هم عمل می کنند را می توان سیستم شهری نامید(Kotlyakov and Komarova,2007,777). پویایی آنها به میزان جابجایی کالاها، خدمات، افکار و تحرکهای جمعیتی میان شهرکها و حوزه های روستایی بستگی دارد(شکویی،337:1372). سیستم های شهری سیستم های بازی هستند که در طول زمان از فرایندهای اقتصادی و اجتماعی و مولفه هایی چون فاصله و هندسه ی فضا، پخش جغرافیایی، و امروزه، جهانی شدن تاثیر پذیرفته و تغییر شکل داده اند. حاصل این تغییر هر چه هست ترکیبی است از گره ها و جریانات و روابط اقتصادی، اجتماعی، جریان سرمایه در گردش جهانی و جابجایی نیروی کار در سطح بین المللی بین آنها، آنچه اهمیت دارد سازمان بندی است که این گره ها در روابط بین آنها در فضای جغرافیایی ایجاد می کنند(رفیعیان و فرجام،110:1390).

در گذشته، سازمان فضایی سیستم های شهری بسیاری متاثر از عامل فاصله و هندسه ی فضا بود. امروز به واسطه همگرایی و یکپارچه شدن اقتصادهای ملی با اقتصاد بین المللی از طریق تجارت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، جریان های سرمایه، مهاجرت نیروی کار و گسترش تکنولوژی، تغیراتی در جغرافیای شهری و سیستم های شهری متاثر از آن به وجود آمده است. در این جغرافیای جدید" سازمان فضایی جامعه" جای خود را به "سازمان اجتماعی فضا" می دهد که در آن عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، اهمیتی به مراتب بیشتر از عوامل سنتی چون هندسه و فاصله دارند(عظیمی،122:1381). آنچه مسلم است این است که مطالعات سنتی از سیستم های شهری، بیشتر بر مولفه هایی چون میزان جمعیت، موقعیت جغرافیایی، کیفیت توسعه ی فیزیکی، پایه های اقتصادی و مواردی از این دست استوار بوده اند و توجهی به عوامل همگرایی و یکپارچه شدن اقتصادهای ملی به اقتصاد بین المللی از طریق تجارت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات و مهاجرت نیروی کار در سطح فراملی نداشتند(رفیعیان و فرجام،110:1390). فرایند جهانی شدن تاثیر بسیاری بر سیستم های شهری داشته و سازمان یابی جدید را در شکل سیستم، نوع و حجم ارتباطات و جریانات، نقش پذیری و سلسله مراتب شهری جهان به وجود آورده ایت. به عنوان نمونه می توان از گسترش عظیم شهر شن یا در چین، عملکرد استانبول و استراتژی توسعه فرهنگی اش، نقش شهر بنگلر به عنوان یک کانون تکنولوژی اطلاعات جهانی یا موشوعاتی مثل توریسم پایدار شهری، افزایش سکونتگاه های غیر رسمی، استراتژی ها و راهبردهای متعدد در برخورد با اثرات جهانی شدن در سطح متروپلیتن ها و در نهایت چالش بین جهانی شدن و توسعه محلی در شهرها نام برد. ارزش و اهمیت شهرهای بزرگ جهان در صورت بندی پهنه ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کنونی جهان تا آن اندازه است که می توان آنها را گره های حیاتی اقتصادی سیاسی جهان به حساب آورد. شهرهای جهانی نه تنها در بخشهای تولید و مصرف بلکه در کنترل اقتصاد سیاسی و بازتولید اجتماعی نیز به شکل فضاهای بنیادین جغرافیایی ظاهر می شوند(جوان و عبداللهی،92:1385). به‌ طور كلی، نظام برنامه‌ریزی شهری، ارتباط مستقیم با نظام حكومتی و حوزه فرادست خود دارد و قاعدتاً نمی‌تواند به عنوان یك جزء سیستم، مستقل از كل سیستم عمل كند. این ارتباط با توجه به مبانی رویكرد سیستمی‌‌ بر اصل كل‌نگری و تحلیل ارتباطات درونی و بیرونی سیستم شهری شكل گرفته است. برنامه‌ریزی برای هر شهر را بخش كوچكی از كل فرآیند برنامه‌ریزی به حساب می‌آورند كه تابع نیروها و تصمیماتی است كه در شكل‌گیری ساختار و عملكرد شهر دخالت داشته‌اند. به عبارتی، برنامه‌ریزی شهری صرفاً موضوع علمی ‌و فنی مستقلی نیست كه به تنهایی قابل بررسی با شبكه به دلیل وابستگی شدید به شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و كالبدی و بسته‌های شكل‌گرفته از آن باشد و ناگزیر از تعیین حوزه‌های فرادست شهری است. (احمدیان، 1382، 16). از بعدی دیگر، سیستم شهر بسیار پیچیده است و تارهای انبوهی دارد كه روی هم قرار دارند. بین این تارها روابط افقی، عمودی، مورب و متقاطع دیده می‌شود كه به یكدیگر گره خورده‌اند. كوچكترین تحول در یك عنصر فرعی یا علت به ظاهر كوچكی كه در آغاز ناچیز به‌نظر می‌رسد،‌ می‌تواند نتایج شایان توجه و غیرقابل پیش‌بینی‌ای به دنبال داشته باشد. (باسیته و درز، 382، 56) و به‌طور كلی، هر سازمان ناحیه‌ای،‌ نیاز به حركت دائمی ‌مردم، ‌كار، ‌پول و اطلاعات در بقای خود دارد. افزایش حركت‌ها و جریان‌های بالا به داخل سیستم، ممكن است به تغییراتی در شكل و وسعت سیستم بیانجامد كه توسعه شهر و گسترش بی‌قواره و نامنظم آن نمونه روشنی بر این گفته است. البته كاهش حركت‌ها و جریان‌ها به داخل سیستم نیز ممكن است انقباض شهری را فراهم آورد. (شكویی، 1372، 148).





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

گردشگری عشایری

با وجود تغییرات گسترده جهانی در ابعاد سیاسی و اقتصادی، رشد جایگاه صنعت گردشگری در اقتصاد جهانی از 1950 تا به حال، بیانگر افزایش تمایل مردم به مسافرت و گرایش دولت ها به سرمایه گذاری در این حوزه می باشد (پروانه، 91:1388).

 گردشگران عشایری زائران پسامدرنی هستند که اصالت معنایی خود را در چشم اندازهای فرهنگی مناطق عشایری جستجو می کنند(پاپلی یزدی،210:1386). مناطق عشایری به عنوان یک میراث فرهنگی شامل ویژگیهای خاص مثل عادات محلی، آداب و رسوم مربوط به کوچ نشینی، نوع مسکن، موسیقی، زبانهای محلی و ارزشهای اخلاقی معنوی است(رضوانی،5:1374) .نوع زندگی، آداب و رسوم، آیینها و دیگر مواردی که نمادهای میراث فرهنگی را در روابط اجتماعی جوامع نشان می دهد مورد علاقه گردشگران است. این نمادها در مناطق عشایری به وفور یافت می شود. می توان به نحوه سلوک و آداب و معاشرت، نحوه زندگی، نوع البسه و پوشاک، خلق و خو و مراسم مختلف عشایر اشاره کرد که برای گردشگران بسیار جذاب است(منشی زاده،178:1376). ویژگیهای فرهنگی کوچ نشینان که متاثر از اعتقادات و باورهای آنهاست چشم اندازفرهنگی آن جوامع را خلق می کند. جشنها و اعیاد عشایری در تبلور آداب و رسوم اهمیت خاصی داردو زمینه ساز همبستگی و اتحاد روانی مردم و تجلی روح جمعی در ساختار ایلی عشایری است(طبیبی،267:1371). گردشگری عشایر یکی از بخش های اکوتوریسم در جهان است که همچون دیگر بخش های اکوتوریسم در کشور ما پنهان مانده و برنامه ریزی خاصی برای معرفی آن صورت نگرفته است. همه ساله با فصل بهار که کوچ عشایر آغاز می شود، علاقه مندان به قطب های مردم شناسی، برای آشنا شدن با فرهنگ بومی و روستایی در دل قطب های طبیعی ایران به سفر می پردازند، به نظر می رسد که در برنامه ریزی های کلان در صنعت توریسم باید به توریسم کوچ و روستایی توجه بیشتر نمود(ارمغان،72:1386).

در عصر پسامدرنیسم گردشگران ماجراجو و جستجوگر و برخوردار از حس دلتنگی تاریخی و باستانی، رو به گروههای ایلی و عشایری آورده اند و بدین ترتیب یکی دیگر از گونه های گردشگری عصر پسامدرنیسم شکل گرفته است. تجزیه و تحلیل گردشگری پیرامون هر فضای جغرافیایی در روندی از تطبیق پذیری جاذبه ها، سکونتگاهها و تسهیلات مورد نیاز، انجام می گیرد. دراین نگرش، فضای جغرافیایی وابسته به جریانی دو سویه است. در یک سو شناخت گردشگری و تقاضاهای موجود در بازار و در سوی دیگر درک و سنجشی ژرفانگر پیرامون فضای مربوط قرار دارد. از این رو بررسی قابلیتهای گردشگری در مناطق عشایری وابسته به تجزیه و تحلیل یک الگوی فضایی گردشگری است. (پاپلی یزدی،35،1382).

ایل بختیاری

    ایل بختیاری که همیشه به عنوان یکی از ایلهای پرجمعیت و دارای نفوذ گستره ی سیاسی- اقتصادی در جنوب غربی کشور شمرده شده، بارها مورد بررسیهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و مردم شناسی قرار گرفته است. یکی از علل بررسی ایل مذکور برای ایجاد گردشگری عشایرآن است که بختیاریها از اصیلترین و قدیمی ترین اقوام ایرانی محسوب گردیده، پرجمعیت ترین جامعه ی عشایری کشور نیز به شمار میروند، جامعه ای که در طول تاریخ بس طولانی خود، با جمعیت انبوه بر منطقه تسلط داشته، قادر به انتقال ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به ساکنان بخشهای مجاور نیز بوده است، به طوری که بخشهایی از خوزستان، لرستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری و فارس کاملاً از ویژگیهای فرهنگ بختیاری برخوردار بوده است. منطقه وسیعی از غرب و مرکز ایران، قلمرو لرهایی است که از حدود نیمه قرن ششم هجری در آن نواحی به قدرت رسیده و حکومتی تشکیل دادن که در تاریخ ایران به نام اتابکان لرستان مشهور است، اتابکان مذکور در حدود سه قرن در مناطق لر نشین حکومت می کردندو حاکم آن را والی لرستان می نامیدند. مقارن قرن چهارم هجری، لرستان عملاً به دو منطقه لرنشین((لر کوچک)) و ((لر بزرگ)) تقسیسم گردیده بود و دو برادر زمام امور دو قسمت را در دست داشتند. محدوده لر کوچک بین دزفول در جنوب، حدود کرمانشاه در شمال، رود دز در مشرق و مرزهای غربی کشور واقع شده است. لر بزرگ: قسمت شرقی منطقه لر نشین ((لر بزرگ)) نامیده شد زیرا از دو برادر حاکم بر ناحیه لرنشین، حاکم لرستان غربی برادر کوچکتر و حاکم لرستان شرقی برادر بزرگتر بود(صفی نژاد،30:1387).

پیشینه ی تاریخی ایل بختیاری

   هردوت مورخ یونانی، بختیاری را باکتری می داند که نام قبیله ای است که از بلخ و شرق دریای خزر به جنوب مهاجرت کرده و استقرار یافته است. نظر به اینکه در شمال افغانستان سرزمینی به نام باکتریا نیز وجود دارد شاید یک رابطه تاریخی بین بختیاریها و باکتریا نیز وجود داشته باشد. بختیاری ها را به باختران نیز نسبت داده اند و باختر را محلی بین عراق عرب، همدان، فارس، و محل سکونت کنونی بختیاری ها ذکر کرده اند. همچنین گفته می شود در جنگی که بین یکی از پادشاهان صفوی با عثمانی ها در گرفت، گروه کثیری از ایل بزرگ که جزوه سپاه شاه بودند، با دلاوری و شجاعت دشمن را به سختی شکست دادند و بدین مناسبت شاه آنان را که لر بزرگ بودند بختیاری نامید(زنده دل،17:1376).

حدود و وسعت(محیط شناسی)

   به طور کلی، محدوده ی ایل بختیاری در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگه ای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهگیلویه و بویر احمد واقع شده است. به عبارتی، این محدوده، از بلندترین نقطه ی قلل مرتفع، یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده، به سمت غرب و جنوب تا جلگه ی پست و آبرفتی خوزستان ادامه می یابد (مشیری،148:1383).امروزه منطقه های اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهار محال و بختیاری و خوزستان نشان داده می شود، اما حوزه ی نفوذ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنان در خارج از این استان کاملاً مشهود است. به طور کلی، منطقه ی  سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود می شود: از شمال به نجف آباد، داران، الیگودرز، از مشرق به اصفهان، شهرضا، بروجن، از جنوب به سمیرم، لردگان و شمال استان کهگیلویه و بویر احمد و بالاخره از مغرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر رامهرمز، شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها، اگرچه تا اهواز نیز گسترش دارد (همان، 149).

                   

ییلاق و قشلاق

   امروزه قلمرو قشلاقی عشایر کوچنده ی بختیاری ، مشتمل بر هجده دهستان در محدوده شهرستانهای ایذه، مسجد سلیما ن، شوشتر، رامهرمز، اندیکا، جهانگیری، گتوند، عقیلی، لالی، مرغا، هلایجان، شهید عباسپور،گلگیر، حومه ی مسجد سلیمان، حومه ی ایذه، کوشک و مرغای مسجد سلیمان ( زنده دل،22:1376).

آب و هوای مناطق ایل بختیاری

   آب و هوای ییلاق: این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار می باشد

آب و هوای قشلاق: قشلاق بختیاریها در شرق استان خوزستان واقع است، تابستان این جلگه، بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار می کند و زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد(مشیری،155:1383).

مسیر های کوچ

عشایر بختیاری برای کوچ، از مسیرهای اصلی و فرعی مختلفی استفاده می کنند. انشعابات فرعی، یورتگاههای عشایری را به ایل راههای اصلی تاراز، هزارچم،کوه سفید، دوآب، و دزپارت متصل می کند.

دزپارت : این راه قدیمی ترین ایل راه عشایری است که قدمتی باستانی دارد. این راه با طول 220 کیلومتر، مسیر عبور بخش مهمی از عشایر بختیاری است و نقاط عشایری شهرستانهای بروجن و فارسان در استان چهارمحال و بختیاری و شهرستان ایذه، رامهرمز و بخشی از مسجد سلیمان و حومه اهواز در خوزستان را به یکدیگر مرتبط می کند. طول راه مزبور از پیرامون تالاب چغاخور (محل ییلاقی برخی از طوایف دورکی) تا ایذه، حدود 200 کیلومتر است.

دوآب: این ایل راه قلمرو  ییلاقی و قشلاقی طوایف دینارانی و دهستانی حومه ایذه، سوسن و مرغا در خوزستان و دیناران و دوآب در در چهار محال و بختیاری را به یکدیگر مرتبط می سازد (زنده دل،24:1376).

راه هزار چم: این راه یکی از دشوارترین ایلراههای عشایری منطقه است. بخشی از عشایر مستقر در دهستان های اندیکا، لالی و اطراف شوشتر برای رسیدن به قلمرو های ییلاقی از این ایلراه عبور می کنند.

راه تاراز: این ایلراه نیز یکی از مهمترین و اصلی ترین ایلراههای عشایری منطقه است و گردنه ی معروف مبارکه که در گذشته حادثه سازترین معبر کوچ ایلهای بختیاری بوده است در این مسیر قرار دارد. در سالهای گذشته یک شرکت پیمانکار برای تسهیل در راه اندازی خط انتقال برق شهید عباسپور قسمتهایی از این راه را احداث کرد. این راه میان نواحی عشایری اندیکا و مسجد سلیمان در استان و دهستانهای عشایری بازفت بالا، دوآب، شوراب، تنگ گزی و فارسان در استان چهار محال و بختیاری ارتباط برقرار می کند (مشیری،203:1383).

نوع  معیشت

 نوع معیشت در ایل بختیاری بر مبنای دامداری استوار است و سالهای سال است که این گروههای انسانی به دلیل داشتن دام و برای تعلیف آنها در فصول مختلف تغییر مکان میدهند و ییلاق و قشلاق میکنند. در سال 1312 دستور اسکان همه عشایر ایران داده شده و طبق همین دستور عشایر موظف بودند که دامهای خود را توسط چوپانان به ییلاق یا قشلاق بفرستند و سایر افراد (خانواده مخصوصاً زنها و بچه ها در هر محلی که هستند، همانجا بمانند و برای زندگی خود خانه بسازند و زندگی روستایی آغاز کنند. در شهریور 1320 عشایر بختیاری کوچ بزرگ و جمعی خود را آغاز کردند و روستاهایی که طی این سالها بوجود آمده بودند بدست فراموشی سپرده شدند (کریمی،42:1353).

مسکن

 نوع مسکن کوچ نشینان در مناطق عشایری یکی دیگر از قابلیتهای گردشگری است، به خصوص آنکه مسکن آنها در تطبیق با محیط بوده، تبلور سبک باری برای حرکتی دائم است. از این رو معماری و شکل مساکن کوچ نشینان و نوع آنها به طور کلی محصول پدیده فنی و پاسخی صوری و مادی به قیود محیط اند و هم نشانه هایی را برای شناخت منزلت و مقام اشخاص و هم علایق منطقه ای و اجتماعی و هم نهادهای حاکی از انگاره های ذهنی، روحیات و نظام ارزشها در بر می گیرند(برومبرژه،157:1370). مسکن اکثر عشایر ایران چادر است و زندگی چند روزه زیر چادر تنوعی است برای گردشگران پسامدرن.

پوشاک

    شکل دوخت، اندازه و انتخاب رنگهای لباس زنان در طوایف کوچ نشین یک نوع وحدت فرهنگی به آنان بخشیده و علاوه بر جذابیت شهرت ویژه ای برای جوامع کوچ نشین فراهم کرده است. لباس بخشی از هویت فر هنگی هر ایل و طایفه است. دیدن مردمان عشایر در لباسهای سنتی خود و در محیط زندگی آنها برای گردشگران عصر پسامدرن جذاب است (پاپلی یزدی،213:1386).

صنایع دستی

     صنایع دستی برخاسته از نیازهای اولیه مردم کوچ نشین در تطبیق با محیط جغرافیایی و فناوری سنتی حاکم بر مناطق عشایری است. صنایع دستی عشایری امروزه با جایگزینی فناوری مدرن دچار چالشهای وجودی شده است. توسعه گردشگری در مناطق عشایری می تواند سبب افزایش فروش صنایع دستی و دوام گردد و از دیگر سو به ایجاد اشتغال و درآمد در مناطق عشایری کمک می کند(شیخ الاسلامی،75:1373). مهمترین صنایع دستی عشایر منطقه ی بختیاری عبارتند از: قالی بافی، چوخابافی، نمدمالی، کلاه مالی، گیوه دوزی، خورجین بافی، گلیم بافی، بافت سیاه چادر، جاجیم بافی، وریس، خور، نمکدان، کلاه و دستکش، پلاس، کمچه دان، جل و ...(زنده دل،25:1376)

موسیقی

گذشته از دهل و ساز و کرنا، موسیقی ایل را می توان در نفس چوپانان ایل به وسیله ی نی شنید. نی بیشتر به هنگام گرمسیر (قشلاق)از شهرهای شوشتر و دزفول خریداری می شود.(افشار،195:1383). حرکت موزون در میان عشایر بختیاری نشانی از همبستگی، یگانگی و عاطفه است که در هنگام برگزاری جشن ها و شادی ها اجرا می شود. رقص های رایج در چهار محال و بختیاری عبارتند از: دستمال، سه پا، مجسمه، جیران جیران، هی دته ...در جشن عروسی، دسته جمعی می رقصند، اگر رقص فردی باشد، به منظور زورآزمایی است، مانند چوب بازی، که نشانگر توان و اعتماد است، آن هم همراه با موسیقی پر تحرک که یادآور جنگ و ستیز است (:همان،194).

چشم اندازهای طبیعی

     طبیعت توام با زندگی کوچ نشینی و اقلیم مساعد یکی از جاذبه های مهمی است که می تواند برای مثال سالیانه صدها هزار گردشگر ثروتمند گرمازده را از شهرهای داخل ایران و شهرهای حاشیه خلیج فارس به کوهستانهای بختیاری بکشاند(پاپلی یزدی،215:1386). به طور کلی آنچه از قابلیتهای گردشگری در مناطق عشایری بیان گردید بیانگر توان بالقوه بالا در جذب گردشگر است. با توجه به علاقه روز افزون گردشگران کشورهای صنعتی به گردشگری در فضاهای دور افتاده عشایری(هم برای استراحت و هم برای آموختن و دیدن چیزهای جدید)و با توجه به امکانات بالقوه موجود در مناطق عشایری باید در برنامه ریزی گردشگری در سطح کلان دیده شود.

 

نتیجه

امروزه توسعه ی گردشگری د رتمامی عرصه ها، چه در سطح ملی و منطقه ای و چه در سطح بین المللی مورد توجه برنامه ریزان دولتی و شرکتهای خصوصی قرار گرفته است . بسیاری از کشورها به صورت فزاینده ای به این حقیقت پی برد ه اند که برای بهبود وضعیت اقتصادی خود باید ابتکار عمل به خرج داده و در صدد یافتن راههای تازه ای برآیند. نتایج مطالعات نشان می دهد که ایل بختیاری از قابلیتهای مهمی در زمینه گردشگری عشایری برخوردار می باشد. منطقه ی بختیاری یا حدود تحت قلمرو ایل بختیاری هیچ رابطه ای با تقسیمات سیاسی کشور، از جمله سطح استانها و مرز شهرستانها ندارد، بلکه بیشتر تابع مساعدت محیط طبیعی منطقه  می باشد.دارای اقلیم مناسب است و توریسم در این مناطق فصلی نیست چون به همراه کوچ عشایر در فصول مختلف امکان مسافرت به این مناطق وجود دارد. این مناطق دارای چشم اندازهای منحصر به فرد است که وجود آداب و رسوم محلی و ایجاد مسابقات ورزشی در آن برای گردشگران جذاب می باشد.وفرصت مناسبی برای اشتغالزایی مردم منطقه می باشد. در عمل گردشگری عشایر به حمایت قشر محرومی برخاسته است که تا چندی پیش همه تلاش در نابودی آنها داشته اند. گردشگری عشایری نه تنها نابودی عشایر را منتفی کرده بلکه می خواهد آنها در سنتی ترین وضع به کار خود ادامه دهند تا بتوانند هر چه بیشتر از درآمدهای گردشگری استفاده کنند.اگر طرح جامعه عشایری زاگرس اجرا شود گردشگری می تواند هم پایداری زندگی ایلی را تضمین کند و هم توسعه مناطق کوهستانی دور از شهرها را تشویق و تضمین نماید. برقراری روابط سیاسی خوب ،بازاریابی و تبلیغات و سرمایه گذاری در زیر ساختها و کار فرهنگی برای آماده سازی عشایر در پذیرش گردشگر می تواند منطقه عشایربختیاری را تبدیل به یک فضای گردشگری پسامدرن در سطح بین المللی به خصوص برای گردشگران عرب خلیج فارس نماید. هدف گذاری و تعیین استراتژیهای رسیدن به هدف، مدیریت و سرمایه گذاری و بازاریابی ، توسعه زاگرس را دوچندان می کند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

گردشگران برای انجام سفر مقاصد متفاوتی را انتخاب می کنند ممکن است روستا یا شهر و یا مکان های طبیعی باشد. بنابراین گردشگری دارای الگوهای فضایی مختلفی است(مافی و سقایی،22:1387)که یکی از این الگوهای فضایی گردشگری شهری است. امروزه شهرها یکی از پربیننده ترین مقاصد گردشگری جهان هستند که هر ساله پذیرای میلیونها نفر گردشگر هستند. جهانگردی شهری امروزه به صورت یک فعالیت مهم درآمده است که جریان کارها، اقدام های اجتماعی و تغییرات فضایی چشمگیری را بویژه در کشورهای اروپایی شکل می دهد(حاجی نژاد و احمدی،8:1389). گردشگری در قالب الگوهای خاص فضایی به وجود می آید و یکی از این الگوها گردشگری شهری است که دسته ای از فعالیت های اقتصادی با نتایج مهم اجتماعی، اقتصادی و محیطی در شهرهای ویژه است (shapira,2001:43).  شهرها مرکز تجمع و تراکم قدرت سیاسی و اقتصادی هستند. شهرها غالبا گستره وسیعی از جاذبه های تاریخی و فرهنگی، خرید، رستوران ها و جنب و جوش شهری را شامل می شوند. بسیاری از جاذبه ها و تسهیلات رفاهی اساسا برای خدمت به شهروندان توسعه یافته اند، ولی استفاده گردشگران از این تسهیلات می تواند به تداوم آنها کمک کند. از این گذشته شهرها ممکن است مبادی وررودی و خروجی گردشگران به کشور یا منطقه باشند و برای گردشگرانی که به نواحی اطراف آن شهر مسافرت می کنند تبدیل به پایگاه شوند (موحد و همکاران،18:1390). گردشگری شهری عبارت است از مسافرت به شهر با انگیزه های مختلف بر پایه جاذبه های گوناگون، امکانات و تسهیلات شهری که در شخص ایجاد جذابیت و انگیزه می نماید. شهر برای همه سنین جاذب است. مردم علاقه دارند برخی از تعطیلات خود را در شهر به سر برند. امروزه گردشگری شهری به صورت مساله و فعالیتی مهم در آمده است که سبب تغیرات فضایی کسترده در شهر های بزرگ شده است(فرجی راد و نصیری،32:1389). گردشگری شهری، کنش متقابل گردشگران میزبان و تولید فضای گردشگری پیرامون سفر به مناطق شهری با انگیزه های متفاوت و بازدید از جاذبه ها و استفاده از تسهیلات و خدمات مربوط به گردشگری است که آثار متفاوتی را در فضای شهری بر جای می نهد(مافی،5:1388). گردشگری شهری عبارت است از مسافرت به شهر با انگیزه های مختلف بر پایه جاذبه های گوناگون، امکانات و تسهیلات شهری که در شخص ایجاد جذابیت و انگیزه می نماید. شهر برای همه سنین جاذب است. مردم علاقه دارند برخی از تعطیلات خود را در شهر به سر برند. امروزه گردشگری شهری به صورت مساله و فعالیتی مهم در آمده است که سبب تغیرات فضایی گسترده در شهر های بزرگ شده است(فرجی راد و نصیری،32:1389). نواحی شهری به علت آنکه جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیار زیادی دارند غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب می گردند. شهرها معمولاً جاذبه های متنوع و بزرگی شامل موزه ها، بناهای یادبود، تئاترها، استادیوم های ورزشی، پارک ها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی و مکان هایی مربوط به حوادث مهم با افراد مشهور دارا بوده که این خود گردشگران بسیاری را جذب می کند Timotht,1995:63)). علاوه بر این حتی در صورتی که جاذبه گردشگری در مناطق غیر شهری واقع باشند از آنجا که شهرها به پیرامون خود خدمات می دهند در رابطه با گردشگری قرار می گیرند. لذا حجم زیادی از امکانات گردشگری در شهرها متمرکز می شود. به عبارت دیگر محل سکونت، سرو غذا، ارتباطات، حمل ونقل و سایر خدمات گردشگری در شهرها واقع اند که بازدیدکنندگان از مناطق اطراف شهر و خود شهر از آنها استفاده می کنند(پاپلی یزدی،188:1386). محیط های شهری از دو نظر در صنعت گردشگری اهمیت دارند، از یک سو کانون های شهری به لحاظ تمرکز جمعیت در آنها و فشارها و خستگی های ناشی از کار و فعالیت، به عنوان مبدا مسافرتهای گردشگری محسوب می شوند و از سوی دیگر بعضی از شهرها به علت امکان فعالیت های اقتصادی، سیاسی و ارتباطی، فراغتی و جاذبه های تاریخی و گردشگری به عنوان مقصد مسافرت های گردشگری نیز به شمار می آیند(موحد و دولتشاه،89:1390). اهمیت گردشگری شهری در شهرهای کشورهای پیشرفته به حدی است که شهرداران در ایجاد زیرساختها و جاذبه های جدید توریستی و معرفی شهر خود با یکدیگر رقابت می کنند. مسئولان شهرهای توریستی مثل پاریس، پکن و مادرید، سعی می کنند با رشد صنعت گردشگری به توسعه شهر خود کمک کنند. در ایتالیا رقابت سنگینی بین شهرداران شهرهای مختلف وجود دارد و برای آژانس های توریستی به طوری جدی خدمات خود را تبلیغ می کنند(دیناری،161:1384).گردشگری در شهرهایی توسعه پیدا می کند که علاوه بر داشتن جاذبه های تاریخی، فرهنگی و هنری، از امکانات و خدمات مناسب نیز بهره مند باشند(موحد،115:1384). وجود زیر ساخت های مناسب در هر مکان، از قبیل، راه(دسترسی مناسب)، بهداشت، مخابرات، آب، برق، امنیت و مدیریت مواد زائد در جلب و کسب رضایت گردشگران برای تکرار سفر اهمیت بسیار بالایی دارد. رشد و توسعه گردشگری در شهرها نه تنها به حفاظت و پیشرفت شهر وابسته است، بلکه ایجاد سازمانی قوی را نیز طلب می کند، سازمانی که حفاظت و گردشگری را با هم برنامه ریزی ومدیریت کند. گردشگری بخشی از فضای شهری را استفاده و در با ارزش کردن آن قسمت از شهر، نقش اساسی داشته و دارد. در نتیجه توسعه گردشگری در شهر با حفاظت و توسعه و پیشرفت شهری در تضاد نیست، بلکه به نوعی در ارتباط متقابل است. گردشگری علاوه بر کمک در حفظ بناهای تاریخی به عنوان میراث فرهنگی، می تواند در توسعه شهر نیز نقش مثبتی داشته باشد(موحد،116:1386).

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

تکنیک IPA

هنگامی که تلاش می شود کیفیت خدمات و رضایت مشتری افزایش یابد، تحلیل اهمیت/عملکرد، ابزاری ثمربخش و سودمند برای اولویت بندی شاخص های خدمت است تا بر اساس آن بتوان عمل ارزشیابی را انجام داد. اهمیت فزاینده مدل تحلیل اهمیت/ عملکرد در آسیب شناسی و مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف سیستم و کارایی آن در شناخت اولویت ها و اتخاذ راهبردهای بهبود، موجب شده که مدل مذکور در زمینه های پژوهشی و عملیاتی مختلف به کار گرفته شود(خلیفه و رضوی،39:1391). مدل IPA، به لحاظ مفهومی، مدلی چند شاخصه است. به منظور کاربرد این مدل، می بایست شاخص هایی که قرار است تحلیل شوند مشخص گرند. در واقع، اثربخشی مدلIPA شدیداً وابسته به شاخص ها یا مولفه های تحلیلی آن است. بنابراین، در هر حیطه ای، اولین گام در بهره گیری از مدلIPA، شناسایی مولفه های کیفیت در آن زمینه است. بدیهی است که استخراج مولفه های تحلیلی بر اساس روش شناسی و مفاهیم نظری یا رویکرد نظری معین، می تواند تضمین تقویت پشتوانه نظری مولفه ها، در خصوص نحوه شناسایی آنها، راهبردهای لازم را ارایه نماید(فتحی واجارگاه و همکاران،58:1390).همانطور که بیان شد، در مدل تحلیل اهیمت/ عملکرد، هر مولفه از دو بعد"اهمیت" و "عملکرد"، مورد سنجش قرار می گیرد. داده های مربوط به سطح اهمیت و عملکرد شاخص ها، بر روی یک شبکه دو بعدی که در آن، محور Y نشانگر بعد اهمیت و محورX نشانگر بعد عملکرد است، نمایشداده می شوند. این شبکه دو بعدی، ماتریس اهمیت عملکرد نامیده می شود. ماتریس اهمیت عملکرد، که در واقع دارای چهر قسمت(یا چارک) است و در هر چارک، راهبرد خاصی قرار دارد، کمک به فرایند تصمیم گیری است. از این ماتریس، برای شناخت درجه اولویت شاخص ها جهت بهبود، استفاده می شود(خلیفه و رضوی،39:1391). در مدل IPA سنجش شاخص ها می تواند در مقیاس 5، 7 یا 9 درجه ای صورت گیرد، داده های مربوط به میزان اهمیت و سطح عملکرد هر یک از آنها، با استفاده از پرسش نامه جمع آوری می شود. برای این منظور از مشتریان در مورد هر شاخص، دو سوال پرسیده می شود، میزان اهمیت شاخص مورد نظر و سطح عملکرد در آن شاخص. از آنجا که تحلیل جداگانه داده های بعد عملکرد و بعد اهمیت، به خصوص هنگامی که هر دو مجموعه داده ها، همزمان مورد مطالعه قرار می گیرند ممکن است معنی دار نباشد، لذا داده های مربوط به سطح اهمیت و عملکرد شاخص ها، روی شبکه ای دو بعدی که در آن، محور Y نشانگر بعد اهمیت و محورX نشانگر بعد عملکرد است، نمایش داده می شوند(فتحی واجارگاه و همکاران،59:1390). تکنیکIPA امکان مقایسه ی همزمان اهمیت ویژگی های مختلف یک محصول و عملکرد مربوط به آن  ویژگی ها را فراهم کرده و بر اساس این مقایسه، نقاط قوت و ضعف آن محصول را مشخص می سازد. به این ترتیب، عواملی که برای مشتری از اهمیت بیشتری برخوردار است، شناسایی می شود.IPA بر این فرض استوار است که میزان رضایت مشتری از ویژگی های یک محصول اصولاً برگرفته از انتظارات آن ها و قضاوت آن ها دربتره ی عملکرد آن محصول است(ضیایی و عباسپور،83:1390). همانطور که شکل نشان می دهد، جدولIPA از چهار قسمت تشکیل شده است که عبارتند از:

 

شکل2. ماتریس IPA

آپلود عکس" alt="IPA" />


ماخذ:(ضیایی و عباسپور،84:1390)

1.      کانون توجه(نقاط ضعف اصلی): ویژگی هایی که از نظر مشتریان دارای اهمت بالایی است، ولی عملکرد محصول در این زمینه ضعیف بوده و موجب نارضایتی مشتریان شده است.

2.      حفظ(نقاط قوت اصلی): در این قسمت، ویژگی های مورد بررسی از نظر مشتریان دارای اهمیت بالایی است و عملکرد محصول به گونه ای بوده که باعث رضایت مشتری شده است. این ویژگی ها فرصتی برای کسب مزیت رقابتی می باشند.

3.      اولویت پایین(نقاط ضعف فرعی): در این بخش عملکرد محصول رضایت بخش نیست، ولی این ویژگی ها برای مشتریان چندان اهمیت ندارد.

4.      کاستن(نقاط قوت فرعی): در این بخش عملکرد محصول رضایت بخش است، ولی این ویژگی ها برای مشتریان چندان مهم نیست، بنابراین، می توان منابع این بخش را به سایر بخش ها هدایت کرد(ضیایی و عباسپور،84:1390).

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

آسایش اقلیمی

منظور از آسایش انسان مجموعه شرایطی است که از نظر گرمایی دست کم برای 80 درصد افراد مناسب باشد. به عبارتی انسان در آن شرایط ، نه احساس گرما و نه احساس سرما کند. یا وضعیت که بدن انسان برای حفاظت در برابر پایداری محیط داخلی خود، نیازی به کوشش فراوان ندارد  ودر آن وضعیت، مکانیسم های منظم موازنه ها و توان بیولوژیکی عمده او به خطر نمی افتد زیرا همیشه بین طبیعت بیولوژیکی انسان  و انرژی های محیطی که در آن قرار می گیرد  یک واکنش متقابل و مداوم وجود دارد (خالدی،248:1374). در ضمن برقراری تعادل حرارتی بین بدن انسان و محیط پیرامونش یکی از نیازهای اولیه برای تامین سلامتی وآسایش او می باشد. برقراری این تعادل لازم دمای پوست، علیرغم  تغییرات گرمایی هوا ی مجاور بدن ثابت مانده یا تنها به میزان بسیار اندکی تغییر نماید. (کسمایی،25:1378). در بین این عناصر دما و رطوبت تاثیر بیشتری در سلامت و آسایش انسان دارند. بنابراین بیشتر مدلهای سنجش آسایش انسان  بر این دو عنصر استوار شده است (محمدی، 119:1385). آسایش حرارتی بطور ذاتی یک پاسخ ذهنی یا حالتی از ذهن است که شخص خشنودی اش را ازدمای  محیط ابراز می کند.در حالی که آسایش گرمایی ممکن است تا اندازه ای توسط نوعی وابستگی به شرایط و عوامل فرهنگی تحت تاثیر قرار گیرد، احساس شخصی از آسایش گرمایی نخست نتیجه ای از دادوستد گرمای بدن با محیط است. آسایش گرایی بوسیله چهار پارامتر محیطی (درجه گرمای هوا، میزان گرمای تابشی ، مقدار رطوبت و سرعت بادو دو پارامتر شخصی (پوشاک و سطح فعالیت، یا میزان متابولیک) تحت تاثیر قرار می گیرد.کسمایی(1363) آسایش زیست اقلیمی ،(بیوکلیماتیک) انسانی را وابسته به تعادل گرمایی بدن او با محیط پیرامونش بیان کرده است. این تعادل به ترکیب عواملی مانند: ویژگی های هوای اطراف، فعالیت فیزیکی شخصی، دمای هوا ، رطوبت نسبی، تابش آفتاب و باد بستگی دارد. حالت تعادل آسایش زیست اقلیمی، هنگامی به وقوع می پیوندد که تعادل بین دمای دفع شده و جذب شده بین پوست و محیط ایجاد شود و سبب متعادل ماندن دمای درونی بدن انسان در 37 درجه سلسیوس شود(کسمایی، 26:1363) .در بین عناصر آب و هوایی دما و رطوبت تاثیر بیشتری در آسایش انسان دارد . به این دلیل بیشتر مدل های سنجش آسایش بر این دو عنصر استوار است (علیجانی،50:1375).

آب و هوا و توریسم

آب و هوا بخش مهمی از مفهوم محیط راتشکیل می دهد که تفریح و توریسم در قالب آن شکل می گیرد. به علت اینکه توریسم  فعالیتی آزادانه و اختیاری است، اغلب به شرایط اقلیمی مطلوب وابسته است (parry,1993:354) . علاوه بر اینکه می توان یک عامل جاذب توریسم  در یک منطقه باشد . می توان در صورت وجود تنوع اقلیمی در یک منطقه  گستردگی صنعت توریسم  و امکان وجود  فعالیتهای توریسم در فصول مختلف  را فراهم کند.

الف- آب وهوا به عنوان مکان در توریسم

هر مکان جغرافیایی به  همراه موقعیت جغرافیای، ، توپوگرافی، چشم انداز، گیاهان وجانوران هوا و آب و هوای  منابع طبیعی را برای گردشگری و تفریح شکل می دهند(معصوم پور ،28:1388). حال با توجه به اینکه هر فعالیت اقتصادی نیاز مند یک بستر مکانی است که در علم جغرافیا به این مکان، فضای جغرافیایی اطلاق می شود. این فضای جغرافیایی تامین کننده ی فعالیتهای توریستی می باشد. البته باید به این نکته توجه داشت که فضا یک نقش خنثی در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی انسان بازی نمی کند، بلکه نوع زمین و یژگی های آن، تمام فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی انسانها را متاثر می سازد. بنابراین فعالیتهای توریستی بطور همگن ومتجانس در فضا توزیع نشده اند بلکه فعالیتهای توریستی متناسب با شرایط فضا به صورت  ناهمگنی توزیع شده اند و عوامل گوناگونی در این الگو دهی موثر هستند که تنوع و ترکیب آنها را می توان با نوع و فعالیتهای توریستی مرتبط دانست. آب و هوا یکی از مهمترین عوامل ژئوفیزیکی است که در الگو دهی فضای جغرافیایی و شکل دهی شرایط زیست محیطی مشارکت می کنند و نقش مهمی در استقرار و یا عدم اسقرار سکونتگا ههای انسانی بازی می کند. انسانها در واقع، مناطقی را به عنوان سکونتگاه بر می گزیند که بالاترین میزان آسایش  اقلیمی را داشته باشند. و توریسم به عنوان یکی از مهمترین فعالیتهای انسان در این زمینه حرف اول را می زند . بنابراین، اقلیم معیار مهمی در استقرار مراکز توریستی بشمار می رود بطوریکه مطالعه ی ویژگی های اقلیمی هر مکان می توان در تعیین مناطق مورد نیاز برا ی گونه های خاصی از فعالیتهای توریسمی کمک های شایانی توجهی به برنامه ریزان بنماید.

ب-آب و هوا به عنوان منبع طبیعی برای توریسم

مفهوم آب و هواشناسی  توریستی بیانگر یک منبع قابل کنترل توسط آب و هوا ست که همراه با هوا می تواند  به عنوان یک منبع توریستی و تفریحی قوی در زمانها ومکانها  بصورت یک طیف وسیعی از شرایط مساعد تا نا مساعد طبقه بندی می شود. بنا براین آب و هوا را می توان منبعی در نظر گرفت که توسط توریسم مورد بهره برداری قرار می گیرد . بدین ترتیب آب و هوا را می توان یک سرمایه اقتصادی برای توریسم در نظر گرفت. سرمایه ای که قابل محاسبه است  وقلبلیت ارزیابی دارد (Defreitas,2001:3). یکی از مشکلات موجود در این زمینه ، تعیین یک معیار هواشناسی یا اقلیم شناسی است بعنوان مثال شرایط ایده ال، مطلوب یا نا مطلوب کدام است،لباس و زمان مناسب کدام است. بدین ترتیب می توان گفت که آب و هوا دارای خصیصه یک ثروت عظیم طبیعی است که با تأثیر گذاری بر منابع محیطی، طول مدت و کیفیت توریسم، سلامتی گردشگران و حتی تجارب شخصی گردشگران را نیز کنترل می کند(ذولفقاری ،129:1386).

ج- عامل دافعه و جاذبه بودن آب و هوا درتوریسم

 ویژگی های آب و هوا الزاما عامل تعیین کننده گردشگری نیست  لیکن یک عامل مهم هم از لحاظ مالی برای اداره کنندگان گردشگری وهم یک تجربه شخصی برای گردشگران به حساب می آید. از این نظر می توان هم عامل جاذبه محسوب شود، مثلا جایی با زمستان گرم مورد علاقه مردمی است که در مناطق سردسیر زندکی می کنند. نمونه در ایران منطقه چابهار در زمستان مکانی مناسب برای مردم مناطق شمال غرب (اردبیل ،آذربایجان شرقی و غربی و...) یا اینکه آب و هوا می تواند یک عامل دافعه باشد مانند، آنچه در مناطق بیابانی ایران قابل نمود است که توسعه گردشگری در این مکانها علاوه بر هزینه های حمل و نقل و ناراحتی های نظیر  فشار گرما و سرما ی ناشی از تغییر و دگرگونی جوی می توان خسارات مالی زیادی به بار آورد. دمای مناسب برای راحتی انسان از نگاه پژوهشگران ،دامنه های متفاوتی دارد  این طیف از 4/14 درجه سلسیوس که پایین تریین درجه قابل قبول در انگلستان پیشنهاد شده تا 6/26 درجه سلسیوس که به عنوان بالاترین درجه آسایش توسط محققین آمریکایی پیشنهاد شده تغییر کرده است(بییر ،93:1381). همچنین هانتینگتن می گوید  بهترین دمای زیست انسانی هنگامی است که حد متوسط درجه حرارت شبانه روز بین 5/15 تا 21 درجه سانتیگراد باشد  وی همچنین معتعقد است ظهور تمدنهای باستانی مصر، ایران ، یونان، روم و تمدنهای اسلامی در دوره های از تاریخ دیده می شود، که حد متوسط درجه حرارت سالیانه بین 18 تا 21 درجه سانتیگراد و یا نزدیک به این حد است(شکوئی، 135:1379).

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس"





کتاب ارزشمند "بیابان و بیابانزایی از نگاه آب و هواشناسی"، تالیف استاد ارجمند جناب آقای دکتر تقی طاوسی، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان به زینت چاپ آراسته شد. ضمن تبریک به ایشان و جامعه علمی و اقلیم شناسی کشور، با توجه به سبک نگارش روان و تسلط و اشراف کامل ایشان به دیدگاه سیستمی در آب و هوا شناسی، بدون شک منبع جامعی در زمینه تاثیر عوامل و شرایط اقلیمی در شکل گیری و گسترش بیابانها بوده و مطالعه آن را به علاقمندان توصیه می نمایم


.











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

ژئوپلیتیک گردشگری عبارت است از هنر موازنه جذب گردشگر با رقیبهایی در سطح منطقه ای و جهانی در راستای سیاست گذاریهای اقتصادی برای توسعه فضای سرزمینی و کسب منافع ملی که به رفاه ساکنان و پایداری منابع منتهی گردد (پاپلی یزدی،119:1386). ژئوپلیتیک گردشگری، استفاده از قدرت برای بهره گیری از محیط جغرافیایی در گردشگری می باشد. در واقع ژئوپلیتیک، نقش عوامل طبیعی که نحوه قدرت و توانایی کشورها برای چگونه استفاده کردن از انها را تداعی می کند(مکهویی و دیگران،8:1390).عوامل موثر در ژئوپلیتیك گردشگری همان عوامل ثابت و متغیر موثر در ژئوپلیتیك یك كشور می باشند که با رویكرد برای توسعه صنعت توریسم این عوامل را دولتها بررسی و مورد نظرخود قرار می دهند. مجموعه عوامل موثر و تأثیرگذار در ژئوپلیتیك همان عوامل جغرافیایی هستند كه به دو بخش طبیعی و انسانی تقسیم می شوند(پیشگاهی فرد و همکاران،330:1391). دورنمای گردشگری به عنوان ابزاری در عملکرد ژئوپلیتیک گردشگری هدایت جریان بازدید کنندگان را بر عهده دارد و این دورنما در واقع ترکیبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی و مجموعه ای متشکل از شیوه دیدن، شناخت و درک افکار عمومی است(Urry,120:1990). در ارتباط با ژئوپلیتیک گردشگری که در ابعاد استراتژیک و سیاسی، کاربرد دارد؛ نقش قدرت و توانایی سیاسی کشورها در جذب توریسم و گردشگر اهمیت می یابد. این اصطلاح که از دو واژه ژئوپلیتیک و گردشگری تشکیل یافته است، در واقع" هر گونه سیاستگذاری و تصمیم گیری بر اساس عوامل محیطی و جغرافیایی که منجر به جذب یا دفع گردشگران بین المللی شود را می توان در چارچوب تعاریف ژئوپلیتیک گردشگری لحاظ نمود. اگر ما نتایج جغرافیایی یک سیاست و یا نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل را ژئوپلیتیک بدانیم، آنگاه متوجه خواهیم شد که نقش هر کشور در سیاست و اقتصاد بین الملل فقط به تمایلات، افکار، عقاید، ایدئولوژی و سلایق اداره کنندگان آن به ویژه در حوزه سیاست خارجی بستگی ندارد، بلکه عوامل و منابع و محدودیت های محیطی و جغرافیایی و اقتصادی است که جایگاه ویژه ای در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری دولتمردان برای توسعه، پیشرفت و بقای یک واحد سرزمینی دارند. در ژئوپلیتیک گردشگری، مناطق  استراتژیک و قلمروهای ژئوپلیتیکی بر اساس عوامل ثابت و متغیر دخیل در تولید و بهره برداری از منابع اقتصادی تعیین می شوند. یعنی مناطقی از کره زمین اهمیت می یابند که بر اساس معیارهای اقتصادی فرهنگی بتوانند ایجاد درآمد و رفاه برای جامعه میزبان و استراحت و آرامش برای جامعه میهمان کنند. لذا علم ژئواکونومیک یکی از اصول توسعه گردشگری کشورها قلمداد گردیده و مناطق مهم گردشگری نقش اصلی خود را در تصمیم گیری های سیاسی دولتمردان و کارگزاران حکومتی ایفا می کنند که همان هدف نهایی زئوپلیتیک گردشگری است(پیشگاهی فرد و همکاران،329:1391-328). ژئوپلیتیک گردشگری با توجه به نوآوریهای فزاینده فناوری، بخصوص در زمینه حمل و نقل، گستره ای جهانی را در سیطره سرمایه داری در بر می گیرد. این ژئوپلیتیک به سیاست گذاریهای گردشگری کلان در سطح جهان فرصت می دهد و گردشگری را به امری جهانی بدل می سازد. از این رو ارزش حقیقی گردشگری در هر فضای سرزمینی بستگی به فراوانی و کیفیت منابع گردشگری همراه با در پیش گرفتن مدیریتی کارآمد در صحنه ژئوپلیتیک گردشگری دارد (پاپلی یزدی،119:1386). توریسم فعالیتی است مبتنی بر نیاز انسان­ها به گردش، تفریح، استراحت، خستگی­زدائی از تنش­های روحی زندگی مدرن و شهری، و بالاخره حفاظت از سلامتی جسمی و روحی انسان شکل گرفته و به سرعت رو به گسترش و توسعه است. این فعالیت علاوه بر تأمین نیازهای مزبور دارای کارکردهای مفید اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی است. از این رو به شدت رو به گسترش بوده و سرنوشت کشورها، روابط بین­الملل و  اقتصادهای ملی و جهانی را تحت الشعاع قرار داده است. توریسم به عنوان صنعت و فعالیت نوظهور و پیش رونده توجه دولت­ها و ملت­ها را به خود جلب نموده است. و کشورها با متناسب­سازی ساختارهای ملی خود با این فعالیت، سعی بر فرآوری پتانسیل­ها و قابلیت­های جذب توریسم به ویژه در بعد بین­المللی و کروی داشته و از سوئی دست به ظرفیت سازی­های جدید جذب توریسم می­زنند. تا نه تنها به معرفی فرهنگ، کشور، سرزمین، ملت، تاریخ و هویت ملی خود به جهانیان بپردازند بلکه منافع اقتصادی خوبی را نصیب خود نموده و تفاهم بین­المللی را از طریق توسعه مناسبات اجتماعی افزایش دهند و در مجموع موقعیت و منزلت ژئوپلیتیکی خود را در جهان بهبود ببخشند. به نظر می­رسد که توریسم در آینده کشورها به عنوان بخش پیشرو در توسعه ملی آنها به ایفای نقش بپردازد. به عبارتی کشورهای توسعه یافته کشورهایی خواهند بود که در زمینه­ی توریسم نیز توسعه یافته باشند. دولت­هایی در این زمینه موفق خواهند بود که از ظرفیت­های جاذبه­ساز توریستی در زمینه­های تاریخی و باستان­شناختی، سرزمینی و اکوتوریسم، فرهنگی و مردم شناختی، دینی و زیارتی، تفریحی و سرگرمی، استراحتگاهی و رفاهی و غیر آن برخوردار باشند، دوم سیاست ملی خود را بر محوریت توسعه توریسم و جذب جهانگردان خارجی شکل داده و پردازش نمایند. امروزه توریسم به صورت یک فعالیت رقابتی در عرصه­ی بین­المللی ظهور کرده و دولت­ها با اتخاذ سیاست­های باز و تسهیل ورود جهانگردان به کشور خود و توسعه­ی جاذبه­های توریستی و سایر تدابیر لازم نظیر تجهیز زیرساخت­های توریستی به نوعی با دولت­های دیگر رقابت می­نمایند و هر کدام سعی دارند در عرصه­ی بین­المللی به شکار جهانگردان و گردشگران بیشتری بپردازند تا از منابع مربوط بهره­مند گردند. بدیهی است کشورهای با سیستم بسته در برابر کشورهای با سیستم باز، در عرصه­ی این رقابت بازنده خواهند بود (حافظ­نیا،1385: 103).

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

شهرنشینی پدیده­ ی سده­ های جدید است. هر چند شهر و شهرنشینی از کمابیش هفت هزار سال پیش از میلاد وجود داشته است، ولی معنای تازه و گسترش فزاینده ی آن مربوط به سده های اخیر است. شمار شهرها با جمعیت بیش از یکصد هزار تن تا سده ی پنجم پس از میلاد، 67 شهر بوده است، این شمار در چهار سده ی پیش از آن (تا سده ی دهم میلادی) به 61 و تا سده ی 15 میلادی به 75 رسیده است، یعنی در طول 10 سده تنها 8 شهر به شهرهای با بیش از یکصد هزار تن جمعیت در جهان افزوده شده است. در حالی که در 400 سال اخیر، از سده ی شانزدهم تا سده ی بیستم، شمار این گونه شهرها از 75 به 144 افزایش یافته است که گویای انقلابی در زمینه ی گسترش شهر و شهرنشینی است. تا سال 1900، از هر هشت تن تنها یکی در مناطق شهری زندگی می کرده، ولی در پایان سده ی بیستم نیمی از جمعیت جهان شهرنشین بوده اند و دو سوم از این جمعیت سه میلیاردی در کشورهای جهان سوم زندگی می کرده اند (شیخی،87:1378). مفهوم مازاد و رابطه آن با شهرنشینی در ادبیات مربوط به شناخت خاستگاه های شهرنشینی به طور وسیع مورد بررسی قرار گرفته است. همه محققان در لزوم وجود محصول مازاد کشاورزی برای ظهور شهر در تارخ اتفاق نظر دارند. اما چگونگی شیوه ی تصاحب این مازاد در اقتصاد شهر سرمنشا بروز طبقات و تفاوتهای طبقاتی در نقاط شهری بوده است(شیخی،33:1380). در نگرش اقتصاد سیاسی، تاکید بر ایدئولوژیها، ارزشها و سنتهای یک جامعه و اساس اقتصادی آن در مسائل شهری از اولویت خاصی برخوردار است. در این دیدگاه، مرزهای رشته ی جغرافیا کمتر مورد نظر است. هدف اصلی در دیدگاه اقتصاد سیاسی در جغرافیای شهری این است که مسائل جامعه شهری را به صورت گسترده و با تاکید در شیوه تولید مسلط بر آن تحلیل کند. با چنین تحلیلی، جغرافیای شهری در ردیف مطالعات چند رشته ای قرار می گیرد؛ از این رو در ایالات متحده، تحلیل اقتصادی سیاسی از مسائل شهری، پایه و اساس جغرافیای رادیکال قرار می گیرد و در بیشتر موارد از مکتب ساخت گرایی تاثیر می پذیرد. در این مکتب، نیروهای به وجود آورنده مسائل شهری برای حل مسائل جامعه، تعدیل یا حذف می شود؛ بدین سان با تحلیل اقتصاد سیاسی از مسائل شهری، تنها بر سه عامل مهم تاکید می شود: الف) اقتصاد بازار؛ ب) رفاه اجتماعی؛ ج) شیوه ی تولید(شکویی،21:1385). به نظر مارکس آخرین عامل تاثیرگذار بر  اقتصاد سیاسی شهرهای نظام سرمایه داری، عامل دولت است. در نظر او طبقه بورژوا (سرمایه دار و صاحب ابزار تولید) به مثابه ی یک طبقه بر دولت نفوذ می کند و دولت را ناچار می نماید که زمینه انباشت سود و سرمایه آنها را هر چه بیشتر فراهم کند و دولتها نیز بدلیل نیاز به افزایش پایگاه مالیاتی خود این تسهیلات را برای آنها فراهم میکنند. بنابراین ظهور دولت ملی در نظام سرمایه داری به تشکیل گروههای اجتماعی حکومتگر در رأس آن منجر می شود که اقدام به گرفتن نوعی مالیات انگل وار می کنند. به طور کلی اغلب اوقات محققان تحت تاثیر تفکر مارکسیسم بر این عقیده هستند که هر جامعه ای که به دنبال برقراری عدالت اقتصادی در بین طبقات مختلف اجتماعی به معنای واقعی کلمه قادر به حرکت به سمت شهرنشینی در سطح وسیع نیست. گروه بندی های متقارن و یکسان اجازه ی تمرکز تولیدات اقتصادی را که شرط لازم برای شهرنشینی است، نمی دهد. زیرا اصولاً مفهوم شهر با اقتصاد مبتنی بر تعاون و همکاری و ظهور جامعه بی طبقه سازگار نیست. در زمان حاضر نیز از دیدگاه نئومارکسیست ها، شهرهای مدرن از جمله ابزار تسلط سرمایه داری امپریالیسم جهانی به حساب می آیند که این نوع نگرش را در آثار میلز، مارکوزه و فورم می­بینیم (رضایی و لشگری،4:1391). مارکسیستها زیرساخت اقتصادی و تشکیل مازاد را لازم ترین و تعیین کننده ترین شرط پیدایش شهرنشینی در تاریخ به حساب می آورند. تکامل و رشد شهر نشینی در این دیدگاه محصول تقسیم فزاینده ی کار از یک سو میان شهر و روستا و از سوی دیگر در درون شهر در نظر گرفته می شود. به طور کلی از نظر ماتریالیسم تاریخی شهر به عنوان سازمان یابی فضای تقسیم کار در یک شیوه ی تولید معین در نظر گرفته می شود. پس هنگامی که مارکس و انگلس از شهر صحبت می نمایند، به تقسیم کار و اشکال مختلف مالکیت توجه دارند (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،268:1391). دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا، به علل پیدایش سکونتگاههای مختلف می پردازد و می کوشد با ریشه ی مساله درگیر شود. بنابراین سرمایه داری و تحولات آن، خاصه پس از جنگ جهانی دوم به متغیر مستقل و اصلی این دیدگاه تبدیل می شود. سرمایه داری به عنوان نظامی فوق العاده پویا که منطق آن انباشت برای انباشت مجدد است، از همان آغاز سودای جهانشمولی داشته است. تلاش برای جهانی شدن از 1815 میلادی تا امروز بی وقفه ادامه داشته و دومین دوره (1970-1945) جهت کوشش در جهت جهانی شدن است. در این دوره، ادغام کامل اقتصاد و جامعه ی جهان سوم در نظام جهانی در برنامه قرار می گیرد و در آغاز دهه 1990 میلادی روند جهانی شدن شدت گرفته و بلا معارض گشته است (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،312:1391). در ایالات متحده ی امریکا، بعد از جنگ جهانی دوم، صنایع اتومبیل سازی، منبع و منشا اصلی تقاضا در سیستم فوردیسم بود؛ بدین سان که صنعت اتومبیل سازی امریکا در سالهای جنگ  به سرعت رشد یافت و به تولید انبوه رسید. پیش بینی کاهش قیمت، بعد از جنگ، کنگره ی امریکا را واداشت تا در سال 1944 قانون بزرگراهها را تدوین کند که در آن 25 درصد کل هزینه به راههای حوزه های شهری اختصاص یافته بود(شکویی،21:1385). هدف از این همه سرمایه گذاری در امر بزرگراهها این بود که مردم امریکا به جای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی از اتومبیل های شخصی استفاده کنند، از این رو بین سالهای 1965- 1955، بیش از 500 هزار کیلومتر بزرگراه احداث شد که بسرعت، خرید اتومبیل و استفاده از آن را افزایش داد؛ با این سیاست اقتصادی، تعداد ساکنان حوزه های روستایی و مردم حومه نشین از ساکنان شهرهای مرکزی امریکا بیشتر شد(شکویی،23:1385). سوسیالیسم نظام اقتصادی اجتماعی کالبدی بلوک شرق را تغییر داد. در نظام سوسیالیستی، اقتصاد جمعی است که به قدرت دولت مرکزی نیاز دارد و و ظیفه ی آن تعیین اهداف اقتصادی مشخص، رفع نابرابری ها و از بین بردن مالکیت خصوصی است. در شوروی سابق، به عنوان نمادی از سوسیالیسم، شکل، مکان، بافت و کارایی اقتصادی شهرهای کوچک و بزرگ عیناً از سیاست ها و تجاربی تاثیر می پذیرفت که از نظر تاریخی از مسکو آغاز شده، به صورت سلسله مراتبی به واحدهای روستایی می رسید و نیروی محرکه ی این راهبردها  را فرهنگ و برنامه ریزی سوسیالیسم تشکیل می داد(زیاری،98:1382).

 

از اواخر قرن نوزدهم، به علت افزایش تقاضای مرکز به مواد اولیه، بهره برداری از منابع کشورهای تحت سلطه افزایش می یابد و به سبب پایین بودن سطح فناوری، برای انتقال مواد اولیه به قطبهای مرکزی، نیروی انسانی زیادی لازم است. بدین ترتیب شهرنشینی افزایش می یابد و باعث تنوع فعالیتهای شهری می شود. بر اثر ایجاد سرمایه ی مازاد در این کشورها، امکان سرمایه گذاری خارجی در بخش کالاهای صادراتی زیاد می شود. بعد از جنگ دوم جهانی با توسعه ی سریع فناوری در مرکز، بهره برداری مستقیم و غیر مستقیم از مواد اولیه شدت می گیرد و سرمایه گذاریهای خارجی، به سرمایه گذاری در بخشهای صنعتی متمایل می شود. این صنایع با ضریب سرمایه ای بالا، بندرت باعث ایجاد یک نظام صنعتی می شوند و بیشتر در جهت سود رسانی به مراکز فعالیت می کنند (پاپلی یزدی و رجبی سناجردی،238:1391-239). بنابراین، استقرار صنایع و تجهیزات پیشرفته در کشورهای وابسته، با احتیاجات آنها هماهنگی ندارد و این امر باعث تحولاتی در روند شهرنشینی در این نوع جوامع می شود. تمرکز فعالیتهای صنعتی در شهرها، عدم توسعه ی کشاورزی مبتنی بر نیازها و نقش موسسات بانکی در تبدیل پس اندازها به سرمایه و به جریان انداختن این سرمایه ها در شهر، باعث تشدید اختلاف درآمد روستا و شهر می شود. رکود اقتصادی روستا و افزایش سریع جمعیت عوامل اصلی مهاجرت روستاییان به شهر است و باعث افزایش سریع میزان رشد شهرنشینی در مدت زمان کوتاه می شود(عابدین درکوش،33:1364-34). در این صورت توسعه ی شهرها حالت بحرانی پیدا می کند و احتکار زمین که در اقتصاد بازار به صورت سودآورترین بخش اقتصادی جامعه در می آید. زمینهای کشاورزی اطراف شهرها و روستاهای آن در مالکیت شرکتهای ساختمانی و بخش خصوصی قرار می گیرد و بتدریج زیر پوشش ساختمانهای شهری می رود. گفتنی است که احتکار زمین و از میان رفتن زمینهای کشاورزی اطراف شهرها  تا حد بسیاری به کنترل و تصمیم گیریهای سازمانهای دولتی بستگی دارد. با تسلط این شرایط بر جامعه ی شهری، قیمت زمین و مسکن در شهرها بسرعت افزایش می یابد؛ در نتیجه جدایی گزینی اجتماعی به صورت چشمگیر ایجاد می شود و شهرها به صورت دوقطبی در می آیند(شکویی،422:1385). در طی زمان با احتکار زمین در شهرها، افزایش جمعیت شهری و بالا رفتن قیمت زمین و مسکن در شهرهای بزرگ و  میانی و گاهی کوچک، زمین و مسکن از دسترس طبقات کم درآمد شهری خارج می گردد و طبقه ی متوسط شهری نیز با زحمت می تواند مسکن مورد نیاز خود را تامین کند. در این شرایط، طبقه ی کم درآمد و مهاجران روستایی، برای تهیه ی زمین و ساختن آلونک، به راه های غیرقانونی و تصرف عدوانی متوسل می شوند و کمربند فقر در بخشی از شهر ظاهر می گردد که نمونه های روشن آن را در همه ی شهرهای جهان سوم بویژه در شهرهای مکزیکو سیتی، سائوپالو، بوگاتا، کاراکاس و لیما در امریکای لاتین می توان مشاهده کرد(شکویی،443:1385)

با آنکه طرفداران رهیافت اقتصاد سیاسی، محققان متنوعی از حوزه های اقتصادی، جغرافیایی، علوم انسانی، جامعه شناسی اند و بر جنبه های گوناگون فعالیت اقتصادی تاکید دارند؛ همه آنان در مطالعه شهر و زندگی شهری اصولی را پذیرفته اند که عبارتند از:

1-    پیدایش شهر و رشد آن ناشی از فرایند های طبیعی نیست، بلکه ناشی از تصمیماتی است که افراد و سازمانهای و گروهها و حتی افراد قدرتمند و ثروتمند اخذ می کنند. بدین ترتیب، طرفداران این دیدگاه، مدل زیست محیطی را رد می کنند و معتقدند که شهر محصول نیروها و روندهای کلان اقتصادی سیاسی است.

2-    تضاد در مورد توزیع منابع و امکانات، تاثیر زیادی بر شکل و ساختار شهر دارد. در دیدگاه اقتصاد سیاسی، زندگی شهری مملو از تضاد و کشمکش دائمی بین فقرا و اغنیا، بین صاحبان قدرت و افراد فاقد قدرت و بین مدیران و کارگران است.

3-    حکومت نقشی مهم در زندگی شهری ایفا می کند. مقامات محلی به واسطه میانجی گری در تضاد بین گروههای مختلف، نقشی مهم بر عهده دارند. دولت می تواند در زمینه استقرار کسبه، مسکن و اماکن بسیار تاثیر گذار باشد، در نتیجه سیاستهای آن تاثیر زیادی بر شهر دارد. در واقع جامعه سرمایه داری، بین دولت و فرایندهای اقتصادی رابطه نزدیکی وجود دارد. برخلاف این تصور که اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر بازار آزاد است، این دولت است که تعیین کننده جریان سرمایه مانند انتقال سرمایه از یک شهر به شهر دیگر در جهان است.

4-    الگوی رشد شهری به شدت ناشی از بروز تغییرات، در ساختارهای اقتصادی است. جهانی شدن اقتصاد، چهره بسیاری از شهرها را عوض کرده است، به طوریکه در اغلب شهرها به جای صنعت، بخش خدمات حاکم است.

5-    هر شهر در داخل ساختار سیاسی بزرگ (دولت ملت) قرار دارد. همچنین، فرایندهای سیاسی بین المللی(تحریم های اقتصادی، تفاهم نامه ها، توافقات تجاری، دوستیها و دشمنیهای سیاسی خارجی) می توانند زندگی شهر را در سطح محلی تحت تاثیر قرار دهند. پس هر شهری در سلسله مراتب جهانی، موقعیت خاصی دارد و زندگی شهری هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه، تحت تاثیر موقعیت خاص آن شهر و مشارکت آن در نظام جهانی است.

6-     اقتصادهای محلی مستقل از هم نیستند، بلکه به هم مربوطند و بدین ترتیب شبکه اقتصاد ملی و بین المللی را تشکیل می دهند. محققان اجتماعی به اینکه فرایند طبیعی، شکل فیزیکی شهر و زندگی اجتماعی مردم را تعیین می کنند، دیگر معتقد نیستند، بلکه به نظر آنان نهاد های سیاسی و اقتصادی(دولتها، حکومت، شرکتهای بین المللی، بانکها و نظایر آن) تعیین کننده های بزرگ شهری هستند(خلیل آبادی،118:1390-117).

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

سیل و خسارت شهری

سیل عبارت از یک جریان آب شدید استثنایی است که امکان دارد از بستر طبیعی رودخانه لبریز شده و اراضی اطراف بستر را اشغال نماید. سیل می تواند نتیجه ریزش باران های شدید، ذوب سریع برف و یخ و یا تخریب سدها باشد. علت وجودی این فرایند هر چه باشد وقتیکه وارد مناطق شهری گردد موجب ایجاد خسارات و گاهی تلفات زیادی می گردد، زیرا که شهر در جریان رشد و توسعه خود فضاهای هیدرولوژیکی طبیعی(مسیلها و بسترهای رودخانه) را مورد تجاوز قرار می دهد(تقوایی و سلیمانی،67:) مهار طغیان سیلاب مستلزم آشنایی مطلوب به نحوه ی عملکرد سیستم هیدرولوژیکی منطقه است(رامشت،48:1385).رشد جمعیت، توسعه شهری و صنعتی شدن جوامع، تاثیرات نامطلوبی در هیدرولوژی حوضه ی آبریز مربوطه می گذارد و موجب تشدید سیلاب ها، افزایش آلودگی در قسمت پایاب، کاهش جریان های پایه و کاهش تغذیه ی آب های زیر زمینی می گردد(طاهری بهبهانی و بزرگ زاده،5:1375-4). به بیان دیگر، تحولات هیدرولوژیک ناشی از شهرسازی و نحوه کاربری اراضی حوزه های شهری را می توان به اختصار چنین خلاصه نمود:

-         تغییر حجم کل رواناب

-         تغییر میزان تغذیه ناشی از بارش

-         تغییر حداکثر آبدهی(پیک) سیلاب ها

-         تغییر کیفیت آب

افزایش سطوح نفوذ ناپذیری که ناشی از شهرسازی و احداث ساختمان بر خاک های  نفوذ پذیر است، طبعا از سطوح نفوذ پذیر حوضه که قادر به جذب بخشی از بارندگی است کاسته و در نتیجه بر حجم کل رواناب شهر افزوده است(بزرگ زاده،2:1372). سطوح روکش شده ی شهر، بام ساختمانی ها و سطوح خیابان ها و پارکینگ ها همانند مانعی در برابر نفوذ آب باران به  داخل خاک و تغذیه ی آب های زیر زمینی عمل می کند و سبب می شود که بخش بیش تری از بارندگی به رواناب های سطی تبدیل شود(اصغری مقدم،146:1384). بررسی آمار و اطلاعات خسارت ناشی از وقوع سیلاب در ایران و جهان بیانگر گستردگی صدمات ناشی از سیلاب به منابع طبیعی، انسانی و اقتصادی مناطق مختلف می باشد(وهابی،34:1385). با تغییر کاربر اراضی از مزارع و جنگل به خیابان و ساختمان، قدرت جذب باران توسط زمین  کم می شود. اراضی شهری 2 تا 6 برابر رواناب بیشتر نسبت به اراضی بکر و طبیعی تولید می کنند. در زمان وقوع سیلاب شهری خیابان ها و کوچه های شهر به مجرا و مسیل های پرسرعتی تبدیل می شوند که می توانند زندگی شهری را مختل کرده و موجب خسارات فراوانی گردند(لطفی و جعفری،286:1390)

به طور کلی سیلاب هایی که در شهرها رخ می دهند خسارات ناشی از آن را می توان به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیم نمود: (لطفی و جعفری،288:1390-287):

خسارت مستقیم شهری

خسارت مستقیم شهری شامل خسارات مربوط به ساختمان های مسکونی، اسباب و لوازم و تجهیزات داخل آنها، امکانات مربوط به خدمات زیر بنایی و عمومی از قبیل خیابان ها، پل های داخل شهر، سامانه های آب و فاضلاب، برق، مخابرات و مجموعه های تجاری و صنعتی و امکانات و تجهیزات و تاسیس های آب ها و همچنین امکانات حمل و نقل و تردد داخل شهری از جمله خودرو عمومی و مواردی از این قبیل می باشد

خسارت غیر مستقیم شهری

خسارت غیر مستقیم شهری نیز شامل زیان های ناشی از کاهش خرید و فروش و تولید در مجموعه های تجاری، صنعتی و خرده فروشی های خسارت دیده، دستمزدهای قطع شده، اختلال در سامانه حمل و نقل و ارتباطات، هزینه های مربوط به جابه جایی کالا، اسباب و لوازم، تجهیزات و تاسیس ها و خدمات از مناطق سیلابی به بیرون و برگشت آنها به محل اولیه بعد از بهبود شرایط سیلابی هزینه های پاک سازی محیط، برقراری امکانات موقت برای سیل زدگان، برپایی سیل بند موقت و ... است که به راحتی ملموس و قابل اندازه گیری نمی باشد.

 

سیل در لرستان

حوزه آبخیز لرستان دارای مساحتی در حدود 24532 کیلومتر مربع است که بین طول های شرقی 24 و 1 و47 الی 52 و 56 و 49 و عرض شمالی 52 و 56 و 49 الی 42 و 33 واقع است، ارتفاع بلند ترین نقطه این حوزه از سطح دریا 4050 متر در قله اشترانکوه و پست ترین نقطه آن 500 متر از سطح دریا می باشد، از نظر هیدرولوژیک بخش نسبتاً وسیعی از سطح حوزه های آبخیز رود خانه های دز و کرخه در این استان کوهستانی به گونه ای قرار دارد که 65 درصد سطح استان جزء حوزه رودخانه کرخه و حدود 35 درصد آن حوزه آبخیز رودخانه دز را تشکیل می دهد، وجود سدهای مخزنی و چند منظوره دز و کرخه در پایین دست این استان ضرورت هر گونه اقدامی را جهت جلوگیری از بروز سیل و کاهش فرسایش خاک و عوامل آلوده کننده آب را در این استان برای توسعه پایدار ملی و منطقه ای ایجاب می کند، از طرفی راه آهن سراسری و جاده بسیار پر اهمیت بازرگانی و تجاری خرمشهر- تهران از این استان عبور می نماید، به این ترتیب هر گونه اخلال وتخریب ناشی از بروز عوامل طبیعی نظیر سیل می تواند افزون بر خسارات و صدمات بر منابع محلی و مردمی و محیط زیست طبیعی و انسانی در منطقه اثرات زیانبار اقتصادی و اجتماعی را نیز در سطح ملی ایجاد نماید(آریایی و همکاران،37:1389).

تعداد نقاط سیل خیز استان به تفکیک شهرستان

ردیف

شهرستان

تعداد نقاط سیل گیر

درصد

رتبه بر اساس تعداد نقاط سیل گیر

1

خرم آباد

95

7/21

1

2

پلدختر

79

1/18

2

3

الیگودرز

53

1/12

3

4

ازنا

42

6/9

4

5

بروجرد

41

4/9

5

6

کوهدشت

40

7/9

6

7

دورود

28

4/6

7

8

الشتر

25

7/5

8

9

نورآباد

19

3/4

9

 

عوامل به وجود آورنده سیل در استان لرستان:

1-    شدت ومدت بارندگی

این پارامتر بیشتر در سیلاب های ورودی و خروجی مناطق سیل خیز استان مؤثر می باشند.

2-    ناهمواری های سطح زمین(توپوگرافی)

این عامل را می توان بیشتر در شیب اراضی حوزه آبخیز خلاصه نمود، به طوری که با افزایش شیب سرعت رواناب نیز افزایش پیدا کرده و بالطبع باعث تقویت توان حمل رسوبات توسط سیلاب و در نتیجه تخریب بیشتر سیلاب خواهد شد.

3-    شرایط خاک و پوشش گیاهی منطقه

از آنجایی که بیشتر خاک های اراضی کشاورزی و جنگلی لرستان در دسته خاک های تیپ 2و3 قرار می گیرند و از طرفی فقر پوشش گیاهی به دلیل چرای بی رویه و بیش از حد توان مراتع، تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی به اراضی کشاورزی، آتش سوزی های مکرر و ... سبب شده است که بخش اعظمی از نزولات آسمانی به رواناب تبدیل شده و ضمن خارج نمودن لایه بالایی خاک(افقA) که همان لایه مغذی خاک می باشد، باعث پیداشدن مخازن، سدها، بندها، آبگیرها، لجن گیری اراضی کشاورزی و باغی پایین دست، پرشدن دهانه پل ها، کانال ها و به طور کلی خسارت به ابنیه و سایر شریان های حیاتی و زیربنایی شهرهاگردد.

4-    دخل و تصرف استان در سطح حوزه آبخیز

تغییر کاربری های متعدد در سطح حوزه های آبخیز استان شامل، تبدیل جنگل ها به مراتع مشجر، تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی و اختصاص اراضی کشاورزی به ساخت شهرک ها، شهرها، راه ها و به طور کلی ابنیه غیرقابل نفوذ، یکی از مهمترین دلایل افزایش رواناب و وقوع سیلاب های ویرانگر می باشد.

5-    تبدیل جنگل ها و مراتع به اراضی کم بازده.

6-     بهره برداری بی رویه از شن و ماسه در رودخانه ها

این پارامتر طی مطالعات و تحقیقات انجام شده در سطح استان یکی از دلایل وقوع بسیاری از خسارات وارده به اراضی حاشیه رودخانه ها می باشد، زیرا برداشت بی رویه مصالح رودخانه ای بدون در نظر گرفتن تبعات آن شبکه هیدرولیک و هیدرولوژیکی رودخانه ها را به هم زده و باعث وارد شدن خسارات هنگفتی به اراضی و تاسیسات حاشیه آن می شود.

7-    ساخت و ساز و ایجاد مانع در مسیرهای جریان آب و حاشیه رود خانه ها

این پارامتر می تواند نقش بسیار مؤثری را در وارد آمدن خسارات سیلاب به تاسیسات حاشیه رودخانه ها داشته باشد به نحوی که اگر این ساخت و سازها باعث تنگ شدن مقطع رود گردد قدرت آبگذری آن را به شدت کاهش داده و بالطبع سبب سرریز شدن آن از دیواره های کناری رود و تخریب اراضی و تاسیسات حاشیه آن خواهد شد(آریایی و همکاران،41:1389).

روش های پیشنهادی جهت کنترل و کاهش خسارات ناشی از سیلاب:

1-    مطالعه و اجرای پروژه های احداث دیواره های ساحلی(flood wall) بر روی رودخانه ها

2-    انجام عملیات های مکانیکی آبخیزداری و کنترل سیل.

3-    مطالعه بستر و حریم رودخانه ها و بازگشایی بستر رودخانه ها.

4-     مطالعه ساماندهی رودخانه ها.

5-    جلوگیری از تخریب بیش از حد اراضی توسط کشاورزی بی رویه و فاضلاب .

6-     ممانعت از تغییر کاربری اراضی (بدون در نظر گرفتن خسارات سیل).

اقدامات انجام شده در استان در راستای کاهش خسارات سیل:

1-    احداث دیواره های ساحلی بتنی، سنگ و سیمان و خاکی در نقاط بحرانی استان.

2-    احداث سدها و بندهای خاکی در خروجی حوزه های آبخیز.

3-    انجام مطالعات سامان دهی رودخانه های پرخطر استان.

4-    احداث اپی در نقاط فرسایش پذیر رودهای استان من جمله رودخانه های خرم آباد و چم سنگر.

5-    انجام عملیات آبخیزداری، آبخوان داری و کنترل سیل در زیر حوزه های سیل خیز استان.

6-      مطالعات تعیین حریم و بستر رودخانه های اصلی استان.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا برند عبارت است از: نام، واژه یا علامت، نماد، طرح یا ترکیبی از تمامی این عناصر که به منظور شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده(یا گروهی از فروشندگان) با هدف ایجاد تمایز در عرصه ی رقابت مورد استفاده قرار می گیرد(کلر،4:1391). نزدیکترین واژه ای که در زبان فارسی هم مفهوم با کلمه ی برند در زبان انگلیسی است، "وسم" می باشد که در زبان فارسی قدیم به معنی داغ گذاری بوده است. کلمه دیگری که مناسب می باشد و می توان برای برند در نظر گرفت کلمه ی" شناسه" است. یک شناسه یا وسم ممکن است تجاری بوده یا انسانی باشد و این استعداد و ظرفیت را دارد که هم برای برندهای غیر تجاری و هم تجاری استفاده شود و نیز این قابلیت را دارد که شخصیت داشته، ایجاد تمایز نموده و تعدی را به دیگران، به صورت منحصر، وعده دهد(استادیان،3:1391). قرن هاست که علم برند سازی به عنوان ابزاری برای ایجاد تمایز میان کالاهای یک تولید کننده از سایر تولیدکنندگان مطرح است. در واقع واژه ی برند از واژه ای در زبان اسکاندیناوی قدیم تحت عنوان"Brander"(به معنای داغ کردن یا سوزاندن) ریشه می گیرد. آن زمان(و امروزه) دامداران برای متمایز ساختن حیوانات خود از سایرین، مهمر مشخصی را روی بدنشان داغ می کردند(کلر،4:1391). هدف برند سازی آنگونه که در 40 سال اخیر نشان داده شده است اینست که به ارزش محصول یا خدمات اولیه بیفزاید(Kavaratzis,2004:64)

برندینگ شهری موضوع مورد علاقه دانشگاهیان و سیاستگزاران است. از آنجا که شهرها برای جذب گردشگر، سرمایه و استعداد با هم در رقابت جهانی هستند و همچنین برای رسیدن به اهداف دیگر در تلاشند، مفهوم استراتژی برندینگ از دنیای تجارت اقتباس شده و در پیگیری توسعه شهری، احیا و کیفیت زندگی به کار برده می شود(Dinnie,2011:3). برجسته ترین تعریف از برند سازی مکان که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است، توسط آنهولت در سال2004 پیشنهاد شده است: برند سازی مکان عمل بکارگیری استراتژی برند و دیگر شیوه ها و اصول بازاریابی جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شهرها و کشورهاست(Karvelyte,2011:12). برند شهری دارایی مهمی برای توسعه شهر و ابزاری موثر برای شهرها می باشد که وجه تمایز آن ها از سایر شهرهاست و موفقیت آنها را فزونی می بخشد. شهرهایی که برند مناسب خود را ساخته و مطرح نومده اند، توانسته اند هویت بارزی داشته باشند. چنین اقدامی در سیاست گذاری شهری، تاثیر گذاری بر توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و به تبع آن موفقیت در سرمایه گذاری، صنعت توریسم، تبادلات علمی و فرهنگی با سایر کشورها بوده است، مانند پاریس که در رابطه با مسائل رومانتیک شناخته می شود و یا هنگ کنگ در ارتباط با تجارت و بازرگانی شهرت یافته است(عسگری،34:1392). شهرها با رقابت در حوزه ی بین المللی مواجه هستند. یک شهر برای جذب ساکنین، سرمایه گذاران، تجار و گردشگران نیازمند این است که شناخته شود و در نقشه جهانی شهرهای جذاب قرار گیرد. استراتژی برند شهری یک ابزار اساسی در خلق برند شهری موفقی است که تازه واردان بالقوه را جذب خواهد کرد. برندینگ شهری موفق می تواند:

-         رقابت افزایشی منتج از اثر مثبت بر سرمایه گذاری، مشاغل، ساکنین، بازدیدکنندگان و رویدادها برگشت سرمایه ی بالاتر در املاک و مستغلات، زیرساخت ها و رویدادها

-         توسعه ی پایدار شهری، به عنوان ویژگی های فیزیکی، اقتصادی و فرهنگی مرتبط با عمل به وعده ی برند

-         افتخار و غرور به شهر به عنوانی که ساکنین، کسبه و موسسات حس جدید هدف و جهت را تجربه می کنند، برانگیزد(Daclin,2010:3).

با افزایش میزان جابجایی مردم در جوامع امروزی و رشد صنعت جهانگردی، بحث بازاریابی مکان ها، شهرها و کشورها مورد توجه قرار گرفته است. امروزه شهرها، کشورها و مناطق جغرافیایی به شدت درگیر فعالیت های تبلیغاتی و شیوه های ارتباطی مدرن هستند تا بتوانند نام خود را به صورت یک برند قدرتمند در ذهن مخاطبان حک کنند. هدف این فعالیت ها ایجاد آگاهی و تصویر مثبتی از آن در ذهن مردم است تا به تبع آن مخاطبان به بازدید از منطقه ترغیب شوند(عسگری،28:1392).گردشگری یک سرمایه گذاری مهم و سودآور است که کشورها در جهان به آن پی برده اند. این امر بر رشد سریع و توسعه این صنعت تاثیر گذاشته است. از وقتی که این صنعت به این سرعت رشد می کند، رقابت بین کشورها نیز رشد یافته است و انها برا جذب بازدیدکنندگان بالقوه رقابت می کنند. این رقابت منجر به تفکر مجدد درباره استراتژی های بهبودی گردشگری مقاصد شده است. برندینگ مقصد چارچوبی برای تمایز بین مقاصد بدست می دهد((Bierzynski,2011:6. امروزه جهان یک بازار است. پیشرفت سریع جهانی شدن به این معنی است که هر کشور، شهر و هر منطقه باید با دیگر مکان ها برای سهم خود از مشتریان، گردشگران، سرمایه گذاران، دانشجویان، کارآفرینان، رویدادهای بین المللی ورزشی و فرهنگی و برای توجه و جلب نظر رسانه های بین المللی، دیگر دولت ها و مردم دیگر کشورها رقابت کند(Anholt,2007:1).

برند گردشگری یک مقصد قبل از سفر، اطلاعاتی به بازدیدکننده می دهد تا مقصد را شناسایی و تعیین هویت کند، آنرا از رقبایش متمایز سازد و انتظارات خود از سفر پیش روی را شکل دهد. حتی اطلاعات پس از سفر نیز تحت تاثیر برند مقصد قرار می گیرد. کلارک شش مزیت برند سازی در گردشگری را بیان می کنند: 1. کمک به کاهش تعداد گزینه های انتخاب مقصد هنگام تصمیم گیری 2) کمک به کاهش اثر ناملموس بودن(زیرا آشنایی با ویژگی های فیزیکی برند مقصد و مفهوم سمبلیک آن اثر ناملموس بودن را خنثی می کند) 3. میان برون دادهای مقصد در طی زمان، ثبات و یکپارچگی ایجاد کرده، متضمن برآوردن انتظارات گردشگران از مقصد است. 4. مکانیسم با ارزشی برای کاهش میزان ریسک عملکرد، ریسک اجتماعی، ریسک روانشناختی و ریسک اقتصادی فراهم می آورد5. بخش بندی صریح بازار را تسهیل می کند 6. به یکپارچگی و سازگاری میان تولیدکنندگان گردشگری و تیم های کاری هنگام معرفی مقصد کمک می کند تا همگی به سمت خروجی یکسانی گام بردارند(ضرغام بروجنی و بارزانی،64:1392-65)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

برقراری ارتباط از سوی بازیگران سیاسی به منظور تحقق اهداف خود، طیف گسترده ای از مفاهیم از جمله همکاری، مشارکت، رقابت و غیره را دربرمی گیرد. از منظر ژئوپلیتیک شناخت ابعاد جغرافیایی در بررسی و روند تحلیل این گونه روابط که در حوزه سیاسی با عنوان دیپلماسی از آن یاد می شود قابل ملاحظه می باشد و از آنجا که شهرها به عنوان یکی از بخش های مهم و حاضر در سیاست جهانی امروزی قابل توجه اند، بررسی ویژگی های مکانی-  سیاسی این مناطق، راه جدیدی را در این حوزه گشوده است.  دامنه ژئوپلیتیک با هم پوشانی بخشهایی از مسائل سیاسی و روابط بین الملل، بخشی از بررسی مکانی شهرها را برعهده می گیرد. ژئوپلیتیک در برداشت کلی به عنوان یک موضوع علمی مرکب از جغرافیا، تاریخ، علوم سیاسی و روابط بین الملل می باشد و به نفوذ تعیین کننده محیط(یعنی عواملی مانند ویژگی های جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و منابع اقتصادی) بر سیاست یک مکان اشاره دارد. شهر به دلیل در برگرفتن فضایی چند بعدی یکی از مکان های قابل بررسی در این حوزه می باشد. ترکیب پراکندگی مکانی و یکپارچگی جهانی بر اثر توسعه فرایند جهانی شدن و حضور شهرها در فضای بین المللی نقش استراتژیک جدیدی برای شهرها خصوصا شهرهایی که به لحاظ سلسله مراتبی در بالاترین مرتبه اند(شهرهای جهانی و جهان شهرها) ایجاد کرده است)زرقانی و اسکندران،1:1391).

قدرت ملی در یک تحلیل ژئوپلیتیکی، بازتابی از مجموع وزن مولفه های قدرت افزا در ساختار و قلمرو فضایی مکانی یک کشور است و شهرها به ویژه شهرهای بزرگ و کلان شهرها، کانون های زیر سیستمی این سازمان فضایی مکانی(کشور) را تشکیل می دهند. این تعامل ساختاری در نظام کشور شهر نشان می دهد هر گونه قدرت یابی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی تاریخی شهرهای ایران اعم از پایتخت، کلان شهرها، شهرهای میانه و حتی شهرهای کوچک در مقیاس های محلی، به روشنی در ارتقا قدرت و اقتدار ملی انعکاس خواهد یافت(صیامی و خلیلی،162:1390). دیدگاههای متفاوتی در مورد تعریف ژئوپلیتیک در میان اندیشمندان وجود دارد. ژئوپلیتیک در برداشت کلی به عنوان یک موضوع علمی مرکب از جغرافیا، تاریخ، علوم سیاسی و روابط بین الملل می باشد و به نفوذ تعیین کننده محیط( عوامل جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی . منابع اقتصادی) بر سیاست اشاره دارد. شهر به دلیل دارا بودن ماهیت چند بعدی یکی از مکان هایست که می توان این ویژگی ها را در آن با چشم انداز ژئوپلیتیک بررسی نمود. ژئوپلیتیک شهری به ما می گوید در نظام جهانی، توزیع قدرت میان شهرهای جهانی کمربند امنییتی با پوششی از روابط اقتصادی تجاری و مالی را تشکیل داده اند و تا حدود زیادی به مثابه واحدی در یک سیستم معاملات بی پایان عمل می کنند. قدرت شهر، رقابت منطقه ای و جهانی، ارزش های محیطی شهر، کشمکش شهری، سیاست های مرتبط با توسعه شهر، تاریخ، فرهنگ شهری و عوامل بسیار دیگری شاکله ژئوپلیتیک شهری را تشکیل می دهند(زرقانی و اسکندران،3:1391). مبدع اصطلاح ژئوپلیتیک شهری در ادبیات سیاسی و ژئوپلیتیکی غرب، استفان گراهام است. او با تالیف کتاب معروف خود به نام" شهرها، جنگ و تروریسم به سوی یک ژئوپلیتیک شهری"، در سال2003، برای نخستین بار شهر و محلات شهری را در مرکز مطالعات ژئوپلیتیکی قرار داد. پس از طرح ایده ژئوپلیتیک شهری توسط گراهم، در همان سال با همکاری دانشگاه های "عمر بنگو" از کشور گابن، دانشگاه متز از کشور فرانسه و دانشگاه اتاوا از کشور کانادا به میزبانی فرانسه از اتحادیه اروپا، کنفرانس بین المللی ژئوپلیتیک شهری برگزار شد. محورهای راهبردی این کنفرانس، موضوعاتی چون خطرهای زندگی شهری، سازمان دادن مناطق شهری، کنترل فضاهای قابل سکونت، کشمکش ها و آشوب های شهری، رقابت های سیاسی در شهر و غیره بود(صیامی و قدیری،152:1390-151). در واقع ژئوپلیتیک شهری از سویی شامل مجموعه ای از رقابت ها، ایده ها و برداشت های مشترک از جناح های سیاسی، فرقه های مذهبی و یا کانون های دیگر اجتماعی است که گروه های اجتماعی را به جنب و جوش وا داشته و جهان بینی آنها را جهت داده و سامان می بخشد. از سوی دیگر مفهوم این بررسی نشان می دهد چگونه این برداشت ها، زمینه اتخاذ تصمیمات توسط شهروندان و وقوع رقابتها، تغییرات و تحولات و حتی گاهی اعتراضهایی را در محیط های شهری فراهم می کند و سپس با الهام گرفتن از وضعیت های ژئوپلیتیکی تغییر می یابد. از این رو نوعی ژئوپلیتیک در مقیاس شهری وجود دارد(در واقع ژئوپلیتیک شهری از سویی شامل مجموعه ای از رقابت ها، ایده ها و برداشت های مشترک از جناح های سیاسی، فرقه های مذهبی و یا کانون های دیگر اجتماعی است که گروه های اجتماعی را به جنب و جوش وا داشته و جهان بینی آنها را جهت داده و سامان می بخشد. از سوی دیگر مفهوم این بررسی نشان می دهد چگونه این برداشت ها، زمینه اتخاذ تصمیمات توسط شهروندان و وقوع رقابتها، تغییرات و تحولات و حتی گاهی اعتراضهایی را در محیط های شهری فراهم می کند و سپس با الهام گرفتن از وضعیت های ژئوپلیتیکی تغییر می یابد. از این رو نوعی ژئوپلیتیک در مقیاس شهری وجود دارد(Purcell,13:2003). ژئوپلیتیک شهری، دانشی نوین و رهیافتی جدید از ژئوپلیتیک سنجش گرانه ی نوظهور است، که با مقیاسی متفاوت، رویکرد جستجوگرایانه ای به روابط قدرت، رقابت و سیاست میان کنش گران فضای شهری  دارد و می کوشد برآیند های مثبت(مانند مشارکت کاراآ، فراگیر، دموکراتیک و ...) و منفی(همچون: خشونت، آشوب، جنگ، تروریسم و ...) را در روابط و مناسبات شهری به تصویر بکشد(صیامی و خلیل آبادی،143:1390).

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چکیده

از تحلیل انقلاب اسلامی در سطح کلان، می توان دریافت که انقلاب ایران اساسا در تعارض با نظام بین الملل رخ داد و ارزشها و هنجارهایی را مطرح نمود که با منافع استکبار جهانی، منافات داشت. آموزه های ایدئولوژیکی شیعه در انقلاب و تحقق حاکمیت تشیع در ایران، افقهای تازه ای را پیش روی شیعیان جهان گشود. آنان عزت خویش را باز یافتند و به عنصری تاثیرگذار در تحولات منطقه ای و جهانی تبدیل شدند. موفقیت اسلام شیعی در ایفای نقش ایدئولوژی انقلابی ایران، تشیع را به عنوان مهمترین کارگزار در سطح ژئوپلیتیک شیعه و حتی جهان اسلام مطرح کرده است؛ بطوریکه بسیاری از جنبشهای اسلامی- چه سنی و چه شیعی- انقلاب اسلامی ایران را الگوی مبارزاتی خود قرار دادند. با توجه به اینکه ترکیب عوامل فرهنگی و اعتقادی، دسترسی به منابع عظیم انرژی و موقعیت های حساس ژئوپلتیکی و استراتژیکی، موقعیت ممتازی را برای ایران در حوزه ی ژئوپلتیک شیعه فراهم کرده است. پژوهش حاضر در پی شناسایی و تدوین استراتژیهای دست یابی به آرمانهای جهان اسلام در بستر ژئوپلتیک شیعی ایران می باشد.  روش  تحقیق توصیفی -  تحلیلی و  بر حسب محتوا از نوع تحقیقات کاربردی است و هدف آن بررسی زمینه های دست یابی به آرمانهای جهان اسلام با تاکید بر پتانسیل ها و محدودیت های موجود در ژئوپلتیک شیعی ایران می باشد. بمنظور تحقق این مهم با بهره گیری ازتکنیک SWOT  قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدات ژئوپلتیک شیعه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که 15 قوت داخلی، 15 ضعف داخلی ، 12 فرصت بیرونی و14 تهدید دارای تاثیر عمده در این ارتباط بوده که پس از بررسی تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر و از یکدیگر و تحلیل کیفی آن، نهایتاً از برآیند آنها 24 راهبرد متناسب ارایه گردید.

واژگان کلیدی:  انقلاب اسلامی، ژئوپلتیک شیعه، آرمانهای جهان اسلام وانقلاب اسلامی، تکنیک SWOT

این مقاله در همایش ژئوپلیتیک شیعه. همایش ژئوپلتیك شیعه در مورخه 16/08/ 91در دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران)، پذیرفته شده است

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دکتر سیروس قنبری

افسانه یاری

منیر یاری

چکیده

اصولاً با شناخت نیاز و  انگیزه گردشگران، می توان بازار های گردشگری را رونق بخشید و گردشگران احتمالی را جذب مقاصد مورد نظر نمود. از سویی با بازاریابی مشتری محور، نیازها و خواسته ها ی گردشگران بهتر شناخته می شوند و بازاریابان هم برای جذب گردشگران برنامه ریزی آگاهانه نموده و لذا سطح رضایتمندی گردشگران افزایش می یابد. با افزایش سطح رضایتمندی، تکرار سفر افزایش می یابد و تقاضا در سطح مطلوبی حفظ شده و گردشگران به طورغیر مستقیم در برنامه ریزی گردشگری نقش خواهند داشت. بر این اساس و در راستای زمینه سازی برای تحقق استراتژی توسعه گردشگری روستای ایستگاه  بیشه ، تحقیق حاضر با هدف بررسی و شناسایی انگیزه گردشگران طرح ریزی و انجام گرفت. روش تحقیق روش ترکیبی(پیمایش و توصیفی تحلیلی) می­باشد. داده های تحقیق از طریق  پرسشنامه نامه محقق ساخته با 22 گویه طراحی شده است و پرسشنامه نزد 200 نفر از گردشگران به روش تصادفی ساده تکمیل گردید و با روش تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که سه عامل می توانند بیش از  78/59 درصد واریانس کل گویه های مورد بررسی را تبیین کنند که مهم ترین عامل اکوتوریسمی می باشد. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند در توسعه ی گردشگری روستای بیشه به کار گرفته شود.

واژگان کلیدی: گردشگری روستایی، تحلیل عاملی، روستای بیشه


این مقاله در همایش ملی دانشجویی جهاد اقتصادی) سال 1390 پیرفته شده است

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری

       علت وجودی شهر خرم­آباد

علت وجودی خرم­آباد دره­ی طبیعی و قیفی شکل و پر آب آن و همچنین قلعه­ی فلک­الافلاک است که محل امن و سنگری محکم برای حکام زمان در مقابل متعرضین به حساب می­آمده است. چنانکه مساکن شهری و به طور کلی شهرگرایی و یکجانشینی نیز از نقاطی که در جوار قلعه بوده­اند، آغاز شده است (گروه آموزشی جغرافیای استان لرستان، 1376: 32). شهر خرم­آباد از دیر باز محل عبور محورهایی بوده که مناطق شمالی- جنوبی و شرقی- غربی قسمت مهمی از کشور را به هم وصل کرده است. روی این اصل شهر خرم­آباد از دیر باز اهمیت سوق الجیشی و استراتژیکی داشته است (پژوهشکده اقتصاد، 1384: 12). به طور کلی می­توان، پیدایش و تکوین شهر خرم­آباد و تحولات اقتصادی- اجتماعی و کالبدی فضایی آن را متأثر از دو خاستگاه اصلی استقرار شهر، یعنی عوامل جغرافیایی- تاریخی (دره طبیعی و قیفی شکل و پر آب آن و قلعه فلک­الافلاک) و موقعیت استراتژیک در حکمرانی و نظارت بر منطقه دانست (کوکبی، 1384: 49).

 

سابقه تاریخی شهر خرم آباد

برخی از جغرافیا نویسان و مورخان معتقدند که مرکز اولیه خرم­آباد خایدالو بوده است. خایدالو از شهرهای مهم عیلامیان بود که در دره­ای پائین­تر از شهر فعلی خرم­آباد قرار داشت. و برخی نیز معتقدند که شهر کنونی خرم­آباد بر خرابه­های شهر شاپورخواست بنا شده است. به روایت تاریخ شهر شاپورخواست به دستور شاپور اول پس از پیروزی در جنگ با رومیان در سال 243 میلادی توسط امیران رومی ساخته شد. اولین کسی که در یک اثر مکتوب از این شهر نام برده است ابوبکر احمد بن محمد همدانی معروف به ابن­فقیه است. ابن­فقیه نوشته است که شاپور اول بر ویرانه­های شهر خایدالوی دوره عیلامی­ها، که دوران بی­رونقی را می­گذرانده است، این شهر را بازسازی کرده و دگرگونی آن در عهد وی به حدی بوده است که بنای این شهر را به وی نسبت داده­اند (قاسمی، 1375: 11). "فرانک هول" استاد دانشگاه رایس امریکا در مورد پژوهش­های خود در سال­های 42 و 43 در دره خرم­آباد چنین می نویسد: بهترین اطلاعات ما راجع به سکونت و نحوه امرار معاش انسان­های اواخر دوره چهارم زمین شناسی مربوط به دره خرم­آباد واقع در جنوب­غرب ایران است. به نظر بسیاری از محققان شهر فعلی خرم آباد زمانی شهر مهم عیلامی یعنی خایدالو بر جای آن قرار داشته است. همچنین بسیاری از محققان براین عقیده هستند که شهر قدیمی شاپورخواست در دوره ساسانی و قرن نخست هجری در مکان شهر قدیمی خایدالو و مکان فعلی شهر خرم­آباد قرار داشته است (www. Wikipedia. org). روایت است که شهر خرم­آباد بر ویرانه­های شهر خایدالوی دوره عیلامی­ها و شاپورخواست دوره ساسانی بنا شده است و بنیانگذار بناهای نخستین بر ویرانه­های این دو شهر شجاع­الدین خورشید سر سلسله اتابکان لر کوجک بوده است (قاسمی، 1375: 33).

مرحوم مشیرالدوله پیرنیا و همچنین دمورگان فرانسوی عقیده دارند که: خرم­آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است. با در نظر گرفتن عقیده اینان و حکیم حماسه­سرای بزرگ ایران فردوسی می­توان گفت که خرم­آباد فعلی در عهد ساسانیان در محل خایدالو واقع شده است و اتابکان لرستان نیز که در قرن ششم بر لرستان مسلط شدند خرم­آباد را بر روی خرابه­های شهر ساسانیان بنا کرده­اند (رشیدیان، 1381: 85). شهر خرم­آباد از آغاز تأسیس تاکنون، تمدن­هایی از قبیل کاسی­ها، بابلی­ها، عیلامی­ها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان را به خود دیده است (گروه آموزشی جغرافیای استان لرستان، 1376: 32).

خرم­آباد قبل از اسلام

در طول تاریخ شهر خرم­آباد مورد توجه تمدن­هایی مانند عیلامی­ها، بابلی­ها، کاسی­ها و ساسانیان بوده است. اولین اقوامی که به طور منظم بر قسمتی از خاک لرستان حکومت کردند عیلامیان بوده­اند. آنچه مسلم است شهر خرم­آباد در عهد عیلامیان از شهرهای این قوم بوده و بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است. از سرنوشت شهر خرم­آباد در دوره ماد، هخامنشی و پارت­ها اطلاع زیادی در دست نیست. نخستین آگاهی ما از شهر خرم­آباد مربوط به دوره ساسانی است. لرستان در زمان ساسانیان شامل ایالات سیمره، شیروان، شاپورخواست و الشتر بوده است. بنیان­گذاری شهر شاپورخواست (در محل تنگه خرم­آباد) در جنوب شهر فعلی منسوب به شاپور دومین پادشاه ساسانی است. یکی از ویژگی­های مهم شهرهای این دوره وجود بازارهاست. پل شاپورخواست در جنوب و گرداب سنگی در شمال­غربی شهر خرم­آباد از آثار عمرانی باقی­مانده این دوره است. این آثار دارای خصوصیات ساختمانی مشابهی می­باشند. عظمت پل شاپورخواست بیانگر اعتبار شهر و گستردگی بستر رودخانه در این دوره است. در مورد شهر شاپورخواست تاکنون تحقیقات خاصی از سوی مراجع باستان­شناسی کشور صورت نگرفته است. آثار شهر شاپورخواست و بناهای سنگی آن تا سی سال قبل در جنوب خرم­آباد باقی بوده است و پس از آن محلات قاضی­آباد، کوی فلسطین و علوی در آن محل بنا گردیده­اند. شهر های دوره ساسانی اکثراً دایره­ای شکل بوده­اند. آنچه امکان شکل­گیری شهر خرم­آباد را به شکل دایره­ای فراهم نموده، موقعیت جغرافیایی و امنیتی ممتاز قسمتی از تنگه خرم­آباد است که در سه جهت شرق، شمال و جنوب (به شکل دایره­ای) توسط بدنه مرتفع کوه احاطه شده و در غرب نیز به رودخانه محدود می­شود (مهندسین مشاور بعد تکنیک، 1383: 2).

خرم­آباد در دوران اسلام 

تا چندین قرن بعد و قبل از تشکیل شهر خرم­آباد، شاپورخواست به عنوان شهری فعال محسوب می­شده و خصوصاً امیران دیالمه در حفظ و نگهداری آن اهتمام داشته­اند. در شمال شرق آثار چند حلقه چاه مشاهده شده است. در شمال منطقه نیز آثار ساختمان­های آجری و سفال­های لعابدار مربوط به عصر سلجوقی و همچنین نقبی طولانی و پیچ در پیچ که احیاناً برای فاضلاب شهر تعبیه گردیده بود، کشف شد. به علاوه در این منطقه آثار و تأسیسات سنگی به شعاع یک کیلومتر به طرف غرب و جنوب وجود داشته است که احتمالاً مربوط به قسمت­های مختلف شهر بوده است. جاده ارتباطی شاپورخواست از غرب (شرق رودخانه) به مناطق جنوبی و سواحل خلیج فارس عبور می­کرده که مسیر آن منطبق بر خیابان شریعتی فعلی است. هیچ­ کدام از جغرافی نویسان غرب در قرون وسطی از شهر خرم­آباد نام نبرده­اند. ولی بسیاری اظهار داشته­اند که شاید خرم­آباد همان شاپورخواست باشد که قبل از این تاریخ، مکرر نام آن ذکر شده است اما حمدالله مستوفی از شاپورخواست و خرم­آباد به طور جداگانه نام برده و محل شاپورخواست را نیز معین کرده است. از قرن پنجم نام شاپورخواست در تاریخ سلجوقیان مکرر به میان آمده است. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده چنین ذکر نموده که در لر کوچک سه شهر بروجرد، شاپورخواست و خرم­آباد معمور بود و این آخرین، اگرچه زمانی بزرگ و بسیار آباد و مرکز دولت بود و طوائف مختلف در ان مسکن داشته­اند اما در این زمان ه حال خراب افتاده و به صورت شهر ساده­ای درآمده است. به هر حال آنچه از این مطالب می­توان دریافت این است که شاپورخواست در این دوران در شرق و غرب رودخانه قرار داشته و پس از ویرانی شاپورخواست، زندگی شهری در قسمت غربی که شرایط اقلیمی مناسب­تری داشته و با چشمه ای پر آب نیز آبیاری می­شده ادامه یافته است. احتمالاً در رابطه با همین تحولات شهر شاپورخواست به قسمت غربی رودخانه انتقال یافت و در اوائل قرن ششم هجری شهر خرم­آباد تأسیس شد. آبادانی واقعی خرم­آباد پس از تسلط اعراب در عصر اتابکان لر صورت گرفت و بانی مجدد آن را بایستی اتابک شجاع­الدین خورشید دانست. هسته اولیه شهر خرم­آباد در این دوره در غرب رودخانه (سال 508 هجری قمری) و در حاشیه غربی قلعه فلک­الافلاک به وجود آمد. شاپورخواست قبل از حمله مغول و در نتیجه تهاجمات و حملات پی­درپی و جنگهایی که سوابقی از آن در دست نیست به کلی ویران شد. چنانچه در سال 788 هجری قمری هنگام حمله امیر تیمور شاپورخواست به کلی متروک و ویران بوده است. با ظهور سلسله صفوی، شهر خرم­آباد مجدداً مورد توجه قرار گرفت و توسعه یافت. شهر خرم­آباد از آن پس اگر چه گسترش چندانی نیافت، معهذا در دوران نادر و کریم خان نیز شهر آبادی بوده است (همان، ص4-5).

خرم­آباد در دوره معاصر

آن چه مسلم است، شهر خرم­آباد با وجود مرکزیت آن نسبت به سایر مراکز جمعیتی منطقه همچنین با داشتن امکانات و آمادگی­های بالقوه طبیعی و اقتصادی توسعه، به خاطر واقع بودن در کانون مناقشات بین طوایف منطقه و حکومت­های خانی و عشیره­ای پراکنده استان که در آن تمرکز طوایف در شهرها و تشکل کانون­های جمعیتی مورد نظر نبوده است، فرصت رشد چندانی نیافت و موجودیت شهر نیز تا حدود زیادی مدیون دژ قدیمی فلک­الافلاک بوده است. از حدود سال های 1280 ایلات و طوایف استان به شهرگرایی و یکجانشینی روی آوردند. در این زمان شهر خرم­آباد به صورت قصبه کوچکی در محدوده محله بازار و محله درب­دلاکان محدود بوده و قسمت شرقی رودخانه که طی قرون گذشته بیشتر مستحدثات شهر در آن مستقر بوده، کاملاً خالی از سکنه و مشتمل بر باغ­های وسیع بوده است. در پی احداث خیابان­ها تدریجاً مراکز تجاری جدید در حاشیه آنها جای گرفتند و به تدریج نقش بازار قدیمی در حیات شهر تضعیف شد. پیدایش عوامل اقتصادی مانند ارزش زمین شهری، مهاجرت­های ناگزیر، امکانات اشتغال و توسعه خدماتی شهر؛ نقش مؤثری در تشکیل مناطق شهری داشته است. در نتیجه این تحولات، محلات جدیدی به وجود آمدند. طی این تحول نقش عناصر طبیعی نیز در فضای کالبدی شهر تضعیف شد و پس از اشباع کامل سطح تنگه، شهر در طول دره شمالی و دشت جنوبی گسترش یافت (همان، ص7-8). 

 

 

       تحولات مهم تاریخی، سیاسی و اجتماعی شهر خرم­آباد

دوره تاریخی

تحولات مهم تاریخی، سیاسی و اجتماعی

ایلامیان

خرم­آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر ایلامیان بوده است.

ماد و هخامنشی

از سرنوشت شهر در این دوره اطلاعی در دست نیست.

 

 

ساسانیان

-  بنیان گذاری شهر شاپورخواست (در محل تنگه شهر خرم­آباد) در جنوب شهر فعلی.

- پل شاپورخواست در جنوب و گرداب سنگی در شمالغربی خرم آباد از آثار عمرانی باقیمانده این دوره است.

- عظمت پل شاپورخواست بیانگر اعتبار شهر و گستردگی بستر رودخانه در این دوره است.

- در عهد ساسانیان لرستان شامل چهار شهر سیمره، شاپورخواست، کوهدشت و الشتر بوده است. 

سلجوقیان

کسترش شهر در این دوره به دلیل وجود سنگ نوشته و مناره سلجوقی در طول جاده شاپورخواست بوده است.

اتابکان لر کوچک

آبادانی واقعی شهر خرم­آباد در این دوره شکل گرفت (سال 508 هجری قمری) به گونه­ای که هسته اولیه شهر در این دوره در غرب رودخانه در حاشیه غربی فلک­الافلاک بوجود آمد.

مغول

ویرانی کامل شهر خرم­آباد.

تیموریان

مهمترین نقطه بعد از شهر بروجرد.

صفویان

توسعه مجدد شهر خرم­آباد به واسطه احداث پل بزرگ (صفوی) در زمان شاه سلطان حسین.

قاجاریه

تمایل ایلات و طوایف استان به شهرگرایی و یکجانشینی.

 

دوران معاصر

-  افزایش نقش نظامی، اداری و اقتصادی شهر.

- نقش مرکزیت استان لرستان.

- افزایش رشد و توسعه کالبدی و جمعیتی شهر به واسطه وجود عوامل بالا.

    مأخذ: مهندسان مشاور فرنهاد، 1384

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : منیر یاری
نقشه گردشگری استان لرستاننقشه گردشگری استان لرستان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :